Translation of "distressful" into Persian
اندوهبار, مضطر, غمزده are the top translations of "distressful" into Persian.
distressful
adjective
grammar
Causing or having distress, strain, or anxiety. [..]
-
اندوهبار
-
مضطر
-
غمزده
adjective
-
Less frequent translations
- دردآور
- دردمند
- رنجور
- درمانده
- اندوه زده
- رنج آور
- مرارت آور
- مسبب ناراحتی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "distressful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "distressful" with translations into Persian
-
سندرم زجر تنفسی نوزادان
-
(عمدا) کهنه نماکردن · (فروش) با ضرر · (وابسته به محلی که در آن فقر و بی کاری فراوان است) دچار سختی · (وابسته به کالاهای توقیف شده و غیره که به قیمت نازل می فروشند) حراجی · افسرده · افژولیده · اندوهگین · بی سامان · خسته · درمانده · دلواپس · غمگین · فرسوده · فقرزده · محنت زده · نگران · وامانده · پریشان · پژمان
-
موجودی کالای توقیف شده
-
مضیقه مالی
-
(حقوق) رجوع شود به distrain · (حقوق) رجوع شود به distraint · (قدیمی) مجبور کردن · آزار · آزار دادن · آزردن · آزردگی · از روی ناچاری · اسباب زحمت · استرس · اضطراری · افسردگی · افژولیدن · اندوه · اکراه و اجبار · به خاطر درماندگی · تنش · تنش نازيو · تنگ کردن · توقیف اموال · خسته و ضعیف کردن · خستگی و ناتوانی 2 · درد · دردسر دادن · دردمند کردن · دردمندی · درمانده کردن · درماندگی · دلواپس کردن · ديسترس · رنج · رنج دادن · رنجه · رنجه داشتن · زحمت · زحمت دادن · سختی · ضرورت · عذاب · غم · غم 1 · فاكتورهاي تنش فيزيكي · فرسودن · فرسوده کردن · فرسودگی · مرارت · مشقت · مضیقه 0 · موجب اندوه · موجب رنج · نگران کردن · وادار کردن · واداشتن · وامانده کردن · واماندگی · پرشیدن · پریشانی · گرفتاری · گروکشی · گیرودار
-
کالای توقیفی
-
قیمت اجباری
-
غم فزا · غمزده · مسبب ناراحتی · پریشانی اور
Add example
Add