Translation of "dropping" into Persian

(جمع - سرگین جانوران) تپاله, (هر چیزی که می افتد) افتان, افتانه are the top translations of "dropping" into Persian.

dropping noun adjective verb grammar

Present participle of drop. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (جمع - سرگین جانوران) تپاله

  • (هر چیزی که می افتد) افتان

  • افتانه

  • Less frequent translations

    • انداختن
    • براز
    • فضله
    • پرتابه
    • پشگل
    • پیخال
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dropping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "dropping" with translations into Persian

  • (پرده ای که به جای کنار رفتن بالا و پایین می رود - به ویژه در تئاتر) پرده ی افتان
  • (آبگونه) مقدار کم · (اختلاف ارتفاع دو سطح) فرو افت 1 · (ارتش) انداختن نفرات و تجهیزات (از هواپیما و با چتر نجات) (airdrop هم می گویند) · (از صدا) کاستن یا کاسته شدن 0 · (امریکا - خودمانی) نهفتگاه (محلی که پیام ها یا اشیای ممنوعه را در آنجا نگه می دارند یا پخش می کنند) · (با: line یا letter و غیره) نوشتن (نامه) 9 · (به جایی) بردن 2 · (جانوران) زاییدن 7 · (جمع - داروی آبگونه که به صورت قطره یا مقدار کم مصرف شود) قطره · (شخص یا چیزی را) تحویل دادن · (ضمن صحبت) گفتن · (مسابقه یا پول) باختن · (هرچیزی که می افتد یا پایین می آید) افتان · آویز، · افت · افت کردن · افتادن · انداختن · انداختن (آوا یا حرف الفبا) 1 · انداختن 3 · بار ریزی هوایی · بار ریزی هوایی کردن · بدتر کردن · بر زمین افتادن (از خستگی یا زخم و غیره) · بر زمین انداختن 4 · به جایی نرسیدن 6 · تخته سنگ · جنس قاچاق 2 · حذف کردن · حذف کردن (از متن) · حرف پراندن · خراب کردن · خرد · دانه · درز یا سوراخی که در آن چیزی می اندازند 0 · دور انداختن · ذره · رابط قاچاقچی ها · رشحه · ریزش · سقوط · سقوط کردن · صخره · فتادن · فرو رفتن (به خواب یا بیهوشی و غیره) 5 · فروآمدن · قطر · قطره · قطره قطره افتادن (یا ریختن) · مقدار کمی · نزول · نزول کردن · هر چیزی به شکل قطره (یا گلابی) · واگذاردن · ول کردن · پایان دادن · چکاندن · چکره · چکه · چکه مانند (به ویژه سنگ گوشواره یا تکه ی شکلات و غیره) · چکه کردن · چکیدن · کاستن · کاهش · کاهش یافتن · کم شدن · کمی · کنایه زدن 8 · یک قطره
Add

Translations of "dropping" into Persian in sentences, translation memory