Translation of "ejaculate" into Persian
انزال, آب منی آمدن, منی are the top translations of "ejaculate" into Persian. Sample translated sentence: It's just continually ejaculating, and it's — ↔ فقط به طور پیوسته انزال میکنه و ...
ejaculate
verb
noun
grammar
(intransitive) Of a male, to eject semen (or, of a female, vaginal fluid) during an orgasm. [..]
-
انزال
verbto eject semen or vaginal fluid [..]
It's just continually ejaculating, and it's —
فقط به طور پیوسته انزال میکنه و ...
-
آب منی آمدن
verbto eject semen or vaginal fluid [..]
-
منی
noun
-
Less frequent translations
- انزالكردن
- اسپرم
- باضافه
- واپراندن
- واپرانیدن
- نطفه
- دانه
- (میان صحبت دیگران) پریدن
- (ناگهان و با حرارت) گفتن
- انزال کردن
- برون پراندن (به ویژه در مورد منی به کار می رود)
- پلاسماي مني
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ejaculate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ejaculate" with translations into Persian
-
انزال زودرس
-
انزال زنان
-
(کلیسای کاتولیک) نیایش مختصر ودر خلوت · اب کیر · اصوات · اعتراض · انزال · انزال برقي · برون پرانی · بيرون دادن · حرف ندا · داد داد · داد زنی · صوت · غریو · واپرانش · گفته (ناگهان و با حرارت)
-
انزال
-
عضله انزال
-
مذی
-
(کلیسای کاتولیک) نیایش مختصر ودر خلوت · اب کیر · اصوات · اعتراض · انزال · انزال برقي · برون پرانی · بيرون دادن · حرف ندا · داد داد · داد زنی · صوت · غریو · واپرانش · گفته (ناگهان و با حرارت)
-
عضله انزال
Add example
Add
Translations of "ejaculate" into Persian in sentences, translation memory
'Judas! Traitor! ' I ejaculated.
من که از دیدن آن منظره متعجب شده و به وحشت افتاده بودم بی اختیار گفتم: ای خائن پست فطرت.
The ejaculation in Emma's ear expressed
بعد اِما این را شنید:
At Thornfield Hall! ejaculated the clergyman.
کشیش با تعجب اظهار داشت: در خانه ثورنفیلد!
And I don't believe you! the mother ejaculated in a sudden burst of excitement.
مادر ناگهان به هیجان آمده اظهار داشت: منهم حرف شمارو به اورنمیکنم.
he could only ejaculate after each word Hm! and then nod his head in confirmation.
در چنین مواقعی مقابل هر کلمه هوم میگفت، سرش را تکان میداد و با ین طریق خودش را جرگه کنار میکشید.