Translation of "engaged" into Persian
مشغول, (دنده ی موتور و چرخ و غیره) جاافتاده, (قشون و غیره) در کارزار are the top translations of "engaged" into Persian.
engaged
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of engage. [..]
-
مشغول
adjectiveThis man ishabitually engaged in digging a hole.
این مرد عاد تا به کندن سوراخی مشغول است.
-
(دنده ی موتور و چرخ و غیره) جاافتاده
-
(قشون و غیره) در کارزار
-
Less frequent translations
- (معماری) چسبیده به دیوار
- (کلاج) گرفته
- تا نیمه در دیوار
- توی هم
- جفت (شده)
- درگیر جنگ
- متعهد
- متقبل
- نامزد
- نامزده شده (برای زناشویی)
- گرفتار کار
- گرم کاری بودن، مشغول کاری بودن، با جدیت و علاقه به کاری پرداختن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "engaged" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "engaged" with translations into Persian
-
۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
-
تعهدات پیش خرید کننده
-
(با دشمن و غیره) دست و پنجه نرم کردن · (به حرف) مشغول کردن · (به صحبت) گرفتن · (بیشتر به حالت فعل مجهول) نامزد (زناشویی) شدن یا بودن · (توجه و غیره) جلب کردن · (در اصل) به عنوان وثیقه یا تضمین (وام و غیره) به کار بردن · (دنده) گرفتن · (فرانسه) متعهد (به حمایت از هدف یا عقیده و غیره) · (مهجور) در تله انداختن 0 · (مکانیک و اتومبیل) توی دنده افتادن · (وکیل یا مشاور و غیره) گرفتن · (چرخ یا گیره یا دنده ی موتور) گیرانداختن · اجیر کردن · از پیش گرفتن · استخدام کردن · استعمال کردن · اشغال کردن · به سوی خود کشیدن · به عهده گرفتن · بکار گماشتن · تعقیب کردن · تعهد دادن · تعهد کردن · تقبل کردن · جا افتادن · جا انداختن · جفت شدن · درشت نوشتن · درهم گیر کردن · درگیر شدن · درگیربودن ، درگیرشدن · رزرو کردن · ضمانت کردن 1 · متعهد شدن · مشغول کردن · نام نویسی کردن · پرداختن به 2 · پیش گزین کردن · کرایه کردن · گرفتن
-
جالب · جذاب · خوشایند · دلنشین · سرگرم کننده · مشغول کننده · گیرا
-
دوباره درگیر شدن · دوباره مجذوب شدن · دوباره مشارکت کردن
-
نقطه تعامل
-
موافقت نامه حسابرسی
-
درگیری پویا
Add example
Add