Translation of "entire" into Persian
تمام, کامل, سراسر are the top translations of "entire" into Persian.
entire
adjective
noun
grammar
whole; complete. [..]
-
تمام
adjectiveI read the entire works of Milton over the holiday.
من تمام آثار میلتون را طی تعطیلات خواندم.
-
کامل
adjectiveI apologize for not being entirely honest with you.
فقط ميخوام عذر بخوام از اينکه با صداقت کامل ، باهاتون حرف نزدم.
-
سراسر
determinerIf we turn our backs on our responsibility, the entire world will fall to the Demonata.
اگر به مسئولیتمان پشت کنیم، سراسر دنیا به چنگ دموناتا میافتد.
-
Less frequent translations
- درست
- همه
- سرتاسر
- همگی
- گشت
- مطلق
- تک
- ناب
- یکپارچه
- محض
- کل
- خالص
- نریان
- آزگار
- قاطبه
- دربست
- یکدست
- فاحشه
- سراپا
- سالم
- یکی
- (دامداری و غیره) اخته نشده
- (قدیمی) رجوع شود به entirely
- (نادر) رجوع شود به entirety
- اسب تخم کشی
- اسب نر
- بی عیب
- بی غش
- بی نقص
- بی کاستی
- بی کم و کاست
- دست نخورده
- یک تکه
- یک سر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "entire" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "entire"
Phrases similar to "entire" with translations into Persian
-
از همه جهت · بسیار · به تنهایی · به طور محض · به طور یکپارچه (یا ناب) · تماما · تنها · جمیع · سراسر · سراپا · صرفا · فقط · مطلقا · منحصرا · هرگونه · همه چیز · همگی · کاملا · کلا · گشت · یکسره
-
تمامیت · جمع کل · مجموع
-
اسبهاي نر · نریانها
-
موافقت کامل
-
از همه جهت · بسیار · به تنهایی · به طور محض · به طور یکپارچه (یا ناب) · تماما · تنها · جمیع · سراسر · سراپا · صرفا · فقط · مطلقا · منحصرا · هرگونه · همه چیز · همگی · کاملا · کلا · گشت · یکسره
Add example
Add