Translation of "entirely" into Persian
تماما, سراسر, همگی are the top translations of "entirely" into Persian.
entirely
adverb
grammar
to the full or entire extent. [..]
-
تماما
adverbIf we can get over this discomfort with this entire topic,
اگر بتوانیم تماما در این موضوع بر این احساس ناراحتی خود غلبه کنیم
-
سراسر
adverbEighty thousand people spread over the entire valley.
هشتاد هزار نفر در سراسر دشت ایستاده بودند.
-
همگی
adverband the entire delegation almost suffocated in the tedium of the speeches.
همگی داشتند در آن وزوز گفتگو، خفه میشدند.
-
Less frequent translations
- کاملا
- یکسره
- کلا
- تنها
- سراپا
- فقط
- گشت
- منحصرا
- هرگونه
- بسیار
- مطلقا
- صرفا
- جمیع
- از همه جهت
- به تنهایی
- به طور محض
- به طور یکپارچه (یا ناب)
- همه چیز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "entirely" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "entirely" with translations into Persian
-
تمامیت · جمع کل · مجموع
-
اسبهاي نر · نریانها
-
موافقت کامل
-
(دامداری و غیره) اخته نشده · (قدیمی) رجوع شود به entirely · (نادر) رجوع شود به entirety · آزگار · اسب تخم کشی · اسب نر · بی عیب · بی غش · بی نقص · بی کاستی · بی کم و کاست · تمام · تک · خالص · دربست · درست · دست نخورده · سالم · سراسر · سراپا · سرتاسر · فاحشه · قاطبه · محض · مطلق · ناب · نریان · همه · همگی · کامل · کل · گشت · یک تکه · یک سر · یکدست · یکپارچه · یکی
-
(دامداری و غیره) اخته نشده · (قدیمی) رجوع شود به entirely · (نادر) رجوع شود به entirety · آزگار · اسب تخم کشی · اسب نر · بی عیب · بی غش · بی نقص · بی کاستی · بی کم و کاست · تمام · تک · خالص · دربست · درست · دست نخورده · سالم · سراسر · سراپا · سرتاسر · فاحشه · قاطبه · محض · مطلق · ناب · نریان · همه · همگی · کامل · کل · گشت · یک تکه · یک سر · یکدست · یکپارچه · یکی
Add example
Add