Translation of "episode" into Persian

بخش, اپیزود, واقعه are the top translations of "episode" into Persian.

episode noun grammar

An incident or action standing out by itself, but more or less connected with a complete series of events. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بخش

    verb noun

    Something to do with a hallucinatory episode at a government office building.

    . مربوط ميشه به يه بخش توهمي در ساختمان ديوان دولت.

  • اپیزود

    part of a dramatic work such as a serial television or radio drama

    Steve is at the end this episode turned away,

    استیو آخر اپیزود برمیگرده

  • واقعه

    noun

    There was only one meaning that the episode could possibly have.

    این واقعه تنها میتوانست یک معنا داشته باشد.

  • Less frequent translations

    • آوابخش
    • درونداستان
    • قسط
    • عود
    • (در اصل - تئاتر یونان باستان - بخشی از نمایش که بین دو آواز کریک choric قرار داشت - برابر با: پرده یا act در تئاتر امروزی)اپیسود
    • (رادیو و فیلم و تلویزیون - بخشی از نمایش یا فیلم سریال که در یک نشست ارائه می شود) داستان پار
    • (رمان و شعر و غیره - بخشی از داستان یا شرح که نسبتا کامل و از داستان اصلی قابل تمیز است) قسمت
    • (روی دادن مجدد بیماری یا هر واقعه ی غیرعادی) رجعت
    • (رویداد یا سلسله رویدادهایی که مستقل و کامل بوده و در عین حال بخشی از رویداد بزرگتری می باشند) رخداد
    • (موسیقی - بخشی که آهنگ آن با آهنگ اصلی فرق دارد مثلا در rondo) درون آوا
    • قسمت نمایش (قسمت اول یادوم و غیره)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "episode" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "episode" with translations into Persian

  • جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای
  • (دارای چندین رویداد فرعی و نیمه مستقل) درون داستان دار · بریده بریده · داستان بخش دار · درون آوادار · درون آوایی · درون داستانی · رخدادی · نامنسجم · وابسته به واقعه (وقایع) · پر رخداد (episodical هم می گویند) · چند رویدادی (دارای چندین رویداد که درست باهم هم ساز نیستند) · چندبخشی
  • جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح
  • اتفاقی · ضمنی · عارضی
  • (دارای چندین رویداد فرعی و نیمه مستقل) درون داستان دار · بریده بریده · داستان بخش دار · درون آوادار · درون آوایی · درون داستانی · رخدادی · نامنسجم · وابسته به واقعه (وقایع) · پر رخداد (episodical هم می گویند) · چند رویدادی (دارای چندین رویداد که درست باهم هم ساز نیستند) · چندبخشی
Add

Translations of "episode" into Persian in sentences, translation memory