Translation of "episodical" into Persian
ضمنی, عارضی, اتفاقی are the top translations of "episodical" into Persian.
episodical
adjective
grammar
episodic. [..]
-
ضمنی
adjectiveThe episode was tacitly and secretly intimate.
این حادثهی جزیی به طور ضمنی و پنهانی جنبهای صمیمانه داشت
-
عارضی
-
اتفاقی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "episodical" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "episodical" with translations into Persian
-
جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای
-
(دارای چندین رویداد فرعی و نیمه مستقل) درون داستان دار · بریده بریده · داستان بخش دار · درون آوادار · درون آوایی · درون داستانی · رخدادی · نامنسجم · وابسته به واقعه (وقایع) · پر رخداد (episodical هم می گویند) · چند رویدادی (دارای چندین رویداد که درست باهم هم ساز نیستند) · چندبخشی
-
جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح
-
(در اصل - تئاتر یونان باستان - بخشی از نمایش که بین دو آواز کریک choric قرار داشت - برابر با: پرده یا act در تئاتر امروزی)اپیسود · (رادیو و فیلم و تلویزیون - بخشی از نمایش یا فیلم سریال که در یک نشست ارائه می شود) داستان پار · (رمان و شعر و غیره - بخشی از داستان یا شرح که نسبتا کامل و از داستان اصلی قابل تمیز است) قسمت · (روی دادن مجدد بیماری یا هر واقعه ی غیرعادی) رجعت · (رویداد یا سلسله رویدادهایی که مستقل و کامل بوده و در عین حال بخشی از رویداد بزرگتری می باشند) رخداد · (موسیقی - بخشی که آهنگ آن با آهنگ اصلی فرق دارد مثلا در rondo) درون آوا · آوابخش · اپیزود · بخش · درونداستان · عود · قسط · قسمت نمایش (قسمت اول یادوم و غیره) · واقعه
-
(دارای چندین رویداد فرعی و نیمه مستقل) درون داستان دار · بریده بریده · داستان بخش دار · درون آوادار · درون آوایی · درون داستانی · رخدادی · نامنسجم · وابسته به واقعه (وقایع) · پر رخداد (episodical هم می گویند) · چند رویدادی (دارای چندین رویداد که درست باهم هم ساز نیستند) · چندبخشی
-
(در اصل - تئاتر یونان باستان - بخشی از نمایش که بین دو آواز کریک choric قرار داشت - برابر با: پرده یا act در تئاتر امروزی)اپیسود · (رادیو و فیلم و تلویزیون - بخشی از نمایش یا فیلم سریال که در یک نشست ارائه می شود) داستان پار · (رمان و شعر و غیره - بخشی از داستان یا شرح که نسبتا کامل و از داستان اصلی قابل تمیز است) قسمت · (روی دادن مجدد بیماری یا هر واقعه ی غیرعادی) رجعت · (رویداد یا سلسله رویدادهایی که مستقل و کامل بوده و در عین حال بخشی از رویداد بزرگتری می باشند) رخداد · (موسیقی - بخشی که آهنگ آن با آهنگ اصلی فرق دارد مثلا در rondo) درون آوا · آوابخش · اپیزود · بخش · درونداستان · عود · قسط · قسمت نمایش (قسمت اول یادوم و غیره) · واقعه
Add example
Add