Translation of "exactable" into Persian

قابل تحمیل is the translation of "exactable" into Persian.

exactable adjective grammar

Having the capability of being exacted. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قابل تحمیل

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "exactable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "exactable" with translations into Persian

  • رونوشت برار با اصل
  • دقیق · سخت · سختگیر · مته به خشخاش گذار · مو از ماست کش · موشکاف
  • اجحاف · باج · به زورگیری (مثلا پول یا وقت و غیره) · تحمیل · توقع زیاد · زورگویی · سربارسازی · پذیرانش · پول زور
  • درست بودن · درستی · دقت
  • (با: of یا from) به زور گرفتن · (برای تاکید) همان · (عینا شبیه) کاملا مثل · ایجاب کردن · تحمیل کردن · درست · درست همان · درستین · دقیق · سختگیر · صحیح · طلبیدن · قيقد · مستلزم بودن · مو از ماست کش · موشکاف · همسان · کامل – دقیق · یکجور
  • پاسخهای کامل در نسبیت عام
  • (با: of یا from) به زور گرفتن · (برای تاکید) همان · (عینا شبیه) کاملا مثل · ایجاب کردن · تحمیل کردن · درست · درست همان · درستین · دقیق · سختگیر · صحیح · طلبیدن · قيقد · مستلزم بودن · مو از ماست کش · موشکاف · همسان · کامل – دقیق · یکجور
Add

Translations of "exactable" into Persian in sentences, translation memory