Translation of "examinable" into Persian
ازمودنی, امتحان کردنی, قابل امتحان are the top translations of "examinable" into Persian.
examinable
adjective
grammar
Able to be examined. [..]
-
ازمودنی
-
امتحان کردنی
-
قابل امتحان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "examinable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "examinable" with translations into Persian
-
امتحان کننده · بازجو · بازرس · بازپرس · معاینه کننده · ممتحن
-
آزمایش پسمرگی · تشخيص پسمردگي · كالبدگشایی · لاشهآزمايي · پس از مرگ · کالبد شکافی
-
آزمایش · آزمایه · آزمون · امتحان · بازبینی · بررسی · تجزیه · تست · تفتیش · رسیدگی · سنجش · متن امتحان · مداقه · معاینه · معاینه باز رسی – آزمایش · ممیزی · پرسش های آزمون · پژوهش · ژرف سنجی
-
نگل هنياعم
-
بازرس بانک
-
پزشک قانونی · پزشکی که معاینات طبی انجام می دهد (مثلا برای متقاضیان بیمه ی عمر)
-
آزمودن · آزمون کردن · امتحان کردن · بازبین کردن · بررسی کردن · تحقیق کردن · دید گری کردن · رسیدگی · سنجیدن · معاینه کردن · ملاحظه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · پژوهیدن
-
یا هرواشم هنياعم
Add example
Add