Translation of "examine" into Persian
آزمودن, ملاحظه کردن, رسیدگی are the top translations of "examine" into Persian.
examine
verb
grammar
To determine the aptitude, skills or qualifications of someone by subjecting them to an examination. [..]
-
آزمودن
verb -
ملاحظه کردن
verbexamined them attentively through the mists of night,as though he were passing them in review.
مثل اینکه مأمور بازدید است در تاریکی با دقت آنها را ملاحظه کرد.
-
رسیدگی
nounSir Henry had numerous papers to examine after breakfast
سر هنری باید بعد از صبحانه به نامهها و اسناد متعددی رسیدگی میکرد
-
Less frequent translations
- وارسیدن
- پژوهیدن
- سنجیدن
- آزمون کردن
- امتحان کردن
- بازبین کردن
- بررسی کردن
- تحقیق کردن
- دید گری کردن
- معاینه کردن
- وارسی کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "examine" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "examine"
Phrases similar to "examine" with translations into Persian
-
امتحان کننده · بازجو · بازرس · بازپرس · معاینه کننده · ممتحن
-
آزمایش پسمرگی · تشخيص پسمردگي · كالبدگشایی · لاشهآزمايي · پس از مرگ · کالبد شکافی
-
آزمایش · آزمایه · آزمون · امتحان · بازبینی · بررسی · تجزیه · تست · تفتیش · رسیدگی · سنجش · متن امتحان · مداقه · معاینه · معاینه باز رسی – آزمایش · ممیزی · پرسش های آزمون · پژوهش · ژرف سنجی
-
نگل هنياعم
-
بازرس بانک
-
پزشک قانونی · پزشکی که معاینات طبی انجام می دهد (مثلا برای متقاضیان بیمه ی عمر)
-
یا هرواشم هنياعم
-
آزمايش باليني · فنون تشخيصي
Add example
Add