Translation of "exasperation" into Persian
خشم, عصبانیت, غضب are the top translations of "exasperation" into Persian.
exasperation
noun
grammar
The act of exasperating or the state of being exasperated; irritation; keen or bitter anger. [..]
-
خشم
Mildred was driven by Philip's behaviour to a pitch of strange exasperation.
میل درد به خاطر رفتار فیلیپ به اوج خشم عجیبی رسیده بود.
-
عصبانیت
'Why? ' asked Sue, eventually. 'Because I'm trying to drive! ' he replied, exasperated.
سو پرسید: آخه واسه چی؟ باب با عصبانیت پاسخ داد: برای اینکه میخواهم رانندگی کنم.
-
غضب
nounHis voice got closer, and I heard him grunt in exasperation.
صدایش نزدیک تر شد و شنیدم که با غضب غرید.
-
Less frequent translations
- رنجه
- آزار
- خشم انگیزی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exasperation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "exasperation" with translations into Persian
-
آزرده خاطر · اوقات تلخی کردن · بستوه · به ستوه آمده · دلخور · عصبانی · ناراحت
-
(قدیمی - بیماری و احساس و غیره) بد کردن · (گیاه شناسی - دارای پوست زبر و تیغچه دار) برون زبر · آتشی کردن · آزار دادن · اذیت کردن · بدتر کردن · به خشم آوردن · خشمگین کردن · رنجه کردن · رنجه کردن، آزردن · رنجیده · قدیمی دمق · وخیم کردن · کفر کسی را در آوردن · کفر کسی را درآوردن
-
(قدیمی - بیماری و احساس و غیره) بد کردن · (گیاه شناسی - دارای پوست زبر و تیغچه دار) برون زبر · آتشی کردن · آزار دادن · اذیت کردن · بدتر کردن · به خشم آوردن · خشمگین کردن · رنجه کردن · رنجه کردن، آزردن · رنجیده · قدیمی دمق · وخیم کردن · کفر کسی را در آوردن · کفر کسی را درآوردن
Add example
Add