Translation of "excavate" into Persian
حفر کردن, کندن, کاویدن are the top translations of "excavate" into Persian.
excavate
verb
noun
grammar
(transitive) To make a hole in (something); to hollow. [..]
-
حفر کردن
verbOf all these writers, the one who probably then excavated in the masses the most unhealthy gallery was Restif de La Bretonne.
میان همه این نویسندگان آنکسکه شاید بیش از دیگران ناسالمترین دهلیز را در تودهها حفر کرد، همانا رستیف دولا برتون است.
-
کندن
Verb verbAureliano Segundo had worn himself out searching for during the delirium of his excavations.
همان سکههای طلایی که آئورلیانو سگوندو با هزاران جان کندن نتوانسته بود، بیابد.
-
کاویدن
-
Less frequent translations
- (از زیر خاک) درآوردن
- (با کندن) پوک کردن
- توخالی کردن
- خاکبرداری کردن
- سوراخ کندن
- فراکاوی کردن
- پایه کنی کردن
- کندن و آشکار کردن
- کندن و درآوردن
- گودبرداری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "excavate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "excavate" with translations into Persian
-
چرخبیل
-
(حفره ی ایجاد شده در اثر کنده کاری) گودال · (خاک معدنی یا اشیای عتیقه و غیره که حفاری شده) فراکاوه · استخراج معدن · جای خاکبرداری شده · حفاری · حفر · حفره · خاک برداری · خاک حفاری شده · خاک گودبرداری · خاکبرداری · فراکاوی · كاوش · محل حفاری · معدن کاری · کافش · کان کنی · کاوش · کاوگاه · کندن · کندوکاو · کندگاه · کنند · گودبرداری · گودی
-
خو کردن
-
(شخص یا ماشین) کاونده · بیل مکانیکی · بیل هیدرولیکی · بیلچه · حفار · حفر کننده · دستگاه کاوگر · ماشین حفاری · کاوشگر · کاوگر
Add example
Add