Translation of "excavator" into Persian
بیل مکانیکی, بیل هیدرولیکی, حفار are the top translations of "excavator" into Persian.
excavator
noun
grammar
A person who excavates [..]
-
بیل مکانیکی
vehicle, often on tracks, used to dig ditches etc; a backhoe
-
بیل هیدرولیکی
type of construction equipment
-
حفار
noun
-
Less frequent translations
- کاوشگر
- کاوگر
- بیلچه
- (شخص یا ماشین) کاونده
- حفر کننده
- دستگاه کاوگر
- ماشین حفاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "excavator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "excavator"
Phrases similar to "excavator" with translations into Persian
-
چرخبیل
-
(حفره ی ایجاد شده در اثر کنده کاری) گودال · (خاک معدنی یا اشیای عتیقه و غیره که حفاری شده) فراکاوه · استخراج معدن · جای خاکبرداری شده · حفاری · حفر · حفره · خاک برداری · خاک حفاری شده · خاک گودبرداری · خاکبرداری · فراکاوی · كاوش · محل حفاری · معدن کاری · کافش · کان کنی · کاوش · کاوگاه · کندن · کندوکاو · کندگاه · کنند · گودبرداری · گودی
-
(از زیر خاک) درآوردن · (با کندن) پوک کردن · توخالی کردن · حفر کردن · خاکبرداری کردن · سوراخ کندن · فراکاوی کردن · پایه کنی کردن · کاویدن · کندن · کندن و آشکار کردن · کندن و درآوردن · گودبرداری کردن
-
خو کردن
-
(از زیر خاک) درآوردن · (با کندن) پوک کردن · توخالی کردن · حفر کردن · خاکبرداری کردن · سوراخ کندن · فراکاوی کردن · پایه کنی کردن · کاویدن · کندن · کندن و آشکار کردن · کندن و درآوردن · گودبرداری کردن
Add example
Add