Translation of "exclusive" into Persian
تنها, منحصر, انحصاری are the top translations of "exclusive" into Persian.
(literally) Excluding items or members that do not meet certain conditions. [..]
-
تنها
adjectiveThat you are His exclusively, forsaking all others?
میدانی که تنها به او تعلق خواهی داشت و از دیگری باید چشم بپوشی؟
-
منحصر
Language is kind of exclusive to our species, anyway.
به هر حال، میشه گفت تکلم منحصر به گونه ما هست.
-
انحصاری
The hospital is now dedicated exclusively to combating the virus.
بیمارستان الان به طور انحصاری دست به مقابله با ویروس میزنه
-
Less frequent translations
- اختصاصی
- خصوصی
- ویژه
- خاص
- صرف
- بخصوص
- جلوگیر
- دربستگرانه
- دربستی
- طردگر
- ویژگانه
- ویژگانی
- دستچین
- دربسته
- دربست
- منتخب
- گزیده
- یگانه
- تک
- محض
- (باشگاه و غیره) بروندار
- (دستور زبان) ضمیر انحصاری
- (رسانه ها) گزارش ویژه
- (مغازه و غیره) اعیانی
- دارای مشتریان ویژه
- مانعه الجمع
- محروم ساز
- منحصربه فرد
- واژه ی جدادار (مانند: only)
- ویژه ای
- ویژه ی خواص
- کالای اختصاصی
- کالای ویژه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exclusive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Exclusive" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Exclusive in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "exclusive" with translations into Persian
-
محروميت اجتماعي
-
(به زیان کسی) استثنا · (در امور مهاجرتی) راه ندادن · (شخص یا چیز) مورد جلوگیری یا محرومیت · اجازه ی ورود ندادن · انتقاد · برون داره · برون داری · برون داشت · برونداشته · جلوگیری · خلاصی · سرزنش · طرد · محروم سازی · محرومیت · منع (از ورود یا شرکت)
-
غیر انحصاری
-
امتیاز انحصاری
-
انحصاری بودن · انفراد · تمایل بجلوگیری ازدخول دیگران · محدودیت
-
دزمتسد تعنامم
-
رجوع شود به Pauli exclusion principle
-
انحصار متقابل