Translation of "exclusivity" into Persian
انزواطلبی, طردگری, (انحصاری یا برون دار بودن) برون داری are the top translations of "exclusivity" into Persian.
exclusivity
noun
grammar
The state of being exclusive [..]
-
انزواطلبی
-
طردگری
-
(انحصاری یا برون دار بودن) برون داری
-
Less frequent translations
- تمایل به گرایش به خانواده یا گروه خود وبرون داری دیگران
- جدایی گرایی
- حق یا امتیاز انحصاری
- ویژه داری (exclusivism هم می گویند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exclusivity" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "exclusivity" with translations into Persian
-
محروميت اجتماعي
-
(به زیان کسی) استثنا · (در امور مهاجرتی) راه ندادن · (شخص یا چیز) مورد جلوگیری یا محرومیت · اجازه ی ورود ندادن · انتقاد · برون داره · برون داری · برون داشت · برونداشته · جلوگیری · خلاصی · سرزنش · طرد · محروم سازی · محرومیت · منع (از ورود یا شرکت)
-
(باشگاه و غیره) بروندار · (دستور زبان) ضمیر انحصاری · (رسانه ها) گزارش ویژه · (مغازه و غیره) اعیانی · اختصاصی · انحصاری · بخصوص · تنها · تک · جلوگیر · خاص · خصوصی · دارای مشتریان ویژه · دربست · دربسته · دربستگرانه · دربستی · دستچین · صرف · طردگر · مانعه الجمع · محروم ساز · محض · منتخب · منحصر · منحصربه فرد · واژه ی جدادار (مانند: only) · ویژه · ویژه ای · ویژه ی خواص · ویژگانه · ویژگانی · کالای اختصاصی · کالای ویژه · گزیده · یگانه
-
غیر انحصاری
-
امتیاز انحصاری
-
انحصاری بودن · انفراد · تمایل بجلوگیری ازدخول دیگران · محدودیت
-
دزمتسد تعنامم
-
رجوع شود به Pauli exclusion principle
Add example
Add