Translation of "exhibit" into Persian
نمایش دادن, نمایش, نمایشگاه are the top translations of "exhibit" into Persian.
exhibit
verb
noun
grammar
An instance of exhibiting. [..]
-
نمایش دادن
verb -
نمایش
nounAt first he loathed being exhibited on a platform.
برایشنفرتانگیز بود که خود را بدینسان بر بالای سکوئی به نمایش بگذارد.
-
نمایشگاه
The exhibition will stay open for another month.
نمایشگاه برای یک ماه دیگر باز خواهند ماند.
-
Less frequent translations
- مدرک
- ارائه
- بروزدادن
- نمایه
- برگه
- مظهر
- اظهار
- (اشیا و آثار هنری یا صنعتی که به نمایش گذاشته شده باشد) کالای نمایشی
- (برای درمان) دادن
- (به دادگاه) تسلیم کردن
- (حقوق - سند یا مدرک یا برگه و غیره را رسما) به دادگاه دادن
- (حقوق) سند
- (در نمایشگاه) به نمایش گذاشتن (نقاشی و عکس و غیره)
- (پزشکی) تجویز کردن
- - نمایی کردن
- اثر نمایشی
- به ظهور رساندن
- به نمایش گذاشتن
- خود نمایی کردن
- در دادگاه نشان دادن
- در معرض تماشا قراردادن
- رژه رفتن
- عرضه (به ویژه عرضه ی آثار هنری یا صنعتی)
- عرضه داشتن
- نشان دادن
- نشان دادن – ارائه کردن – نمایش
- کار عرضه شده (در نمایشگاه)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exhibit" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "exhibit"
Phrases similar to "exhibit" with translations into Persian
-
نمايشهای محصولات کشاورزی · نمايشگاههای تجاری · نمایشگاهها
-
نمایشگاه هنری
-
بازی دوستانه
-
(آثار هنری یا صنعتی یا عملیات ورزشی و غیره) نمایشگاه · (اشیا به نمایش گذاشته شده) نموده · (انگلیس) کمک هزینه ی آموزشی · ارائه · به ظهور رسانی · به نمایش گذاری · عرض · عرضه (داری) · نمایش · نمایشگاه · نمایشی · نمایه · هنرنمایه · کار (هنری یا صنعتی)
-
(معمولا با: of) نمایشگر · جلوه گر · ناشی از · نشان دهنده ی
-
نداد هئارا
-
نمایش، نمودن، نشان دادن، نمایاندن، پیدا کردن
-
رجوع شود به exhibitor
Add example
Add