Translation of "finesse" into Persian
ظرافت, خلوص, برندگی are the top translations of "finesse" into Persian.
finesse
verb
noun
grammar
(uncountable) The property of having grace, elegance, skill, or balance. [..]
-
ظرافت
They're bully fellows, simply lovely, but theyhaven't got any finesse.
اینها بچههای خوبی هستند، دوستداشتنی هستند، ولی هیچ ظرافت ندارند.
-
خلوص
-
برندگی
-
Less frequent translations
- باریکی
- تیزی
- نرمی
- (تشکیل شدگی از دانه های بسیار ریز مانند پودر) آرد سانی
- با ظرافت وزیرکی انجام دادن
- بی آمیغی
- بی غشی
- جلب بودن
- حیله گری
- درجه ی خلوص
- ریز دانگی
- زبر دستی (اجتماعی)
- مرد رندی
- مردم داری
- ملاحظه کاری و تبحر
- مهارت (در پرداختن به مسایل انسانی و سیاسی و غیره)
- موی سانی
- نازکی (ریسمان یا سیم نقره)
- نکته بینی
- کمال و زیبایی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "finesse" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add