Translation of "fines" into Persian

(خرده یا دانه هایی که در اثر سرند کردن از بقیه جدا می شوند) خاکه سنگ, خاکه زغال (و غیره) are the top translations of "fines" into Persian.

fines verb noun

Plural form of fine. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (خرده یا دانه هایی که در اثر سرند کردن از بقیه جدا می شوند) خاکه سنگ

  • خاکه زغال (و غیره)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fines" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fines" with translations into Persian

  • (در اصل )تمام شده · (دراصل) پایان · (دستور نواختن موسیقی) پایان · (فرانسه) براندی معمولی · (نوشتار و سخن و رفتار) پر تکلف · (پوست و غیره) لطیف · آردسان · اتمام · اعلا · باریک · برا · بسیار خوب · بسیار کوچک · بهی · بی غش · تاوان · تاوان خواستن (یا ستدن) · تندرست · تکمیل شده · تیز · جرم · جريمه · جریمه · جریمه کردن · حساس · خاتمه · خالص · خوب · دقیق · رجوع شود به finely · رقیق شدن · ریز · ریز بینانه 0 · ریزه · سارا · سالم · سرحال · سره · شریف · شگرف · صاف شدن · ظریف · عالی · غرامت · فرجام · فرمند · لطیف · ناب · نازک · نت که پایان بخشی را نشان می دهد · نرم (از شدت ریزی) · نقره داغ کردن · هميرج · پالوده · پالیده · پاژ · پر فیس و نمایش 1 · ژاو · کامل · کاووس 2
  • هنرهای زیبا · هنرهای مستظرفه
  • خوبم
  • (مثل مفتول کشیده شده) نازک · (مجازی - بحث و استدلال و غیره) نکته سنجانه · با ظرافت و مو شکافی مفرط · باریک · مویین
  • عکاسی هنرهای زیبا
  • (دکمه ی رادیو یا تلویزیون و غیره را) تنظیم کردن · (روی ایستگاه فرستنده) میزان کردن · (مجازی) تعدیل و تنظیم کردن · آمادن · آماده ومیزان کردن · جلا دادن · درجه گرفتن · صیقل دادن · فارغ التحصیل شدن
Add

Translations of "fines" into Persian in sentences, translation memory