Translation of "fixtures" into Persian
منصوبات، مستحدثات، ملزومات is the translation of "fixtures" into Persian.
fixtures
noun
Plural form of fixture. [..]
-
منصوبات، مستحدثات، ملزومات
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fixtures" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "fixtures" with translations into Persian
-
گیره میزی (ابزار)
-
اثاثه و منصوبات، اثاثه و مستحدثات
-
اثاثه و منصوبات
-
منصوبات و مستحدثات، مستحدثات و مبلمان
-
(اسباب و وسائل خانه یا مغازه و غیره که به ساختمان وصل بوده و قانونا بخشی از آن محسوب می شود مانند در و پنجره و لوله کشی و دستشوئی و غیره) اثاثیه ثابت · (انگلیس - رویداد ورزشی و غیره که سابقه ی طولانی دارد و در فواصل معین تکرار می شود) مسابقه · (مجازی) عضو پر سابقه و دایم · (هر چیزی که محکم در جای خود مستقر باشد) استواره · آدم ماندگار · تسهیلات · ثابت، تغییرناپذیر، پایدار، پابرجا، استوار، همیشگی · ثبوت · خان رخت · رخت خانه · رخداد سالیانه · مانه · چیز ثابت · کارمند (و غیره) همیشگی · کاچارگان
-
متعلقات و منضمات
-
اجاق گاز · بخاری یا چراغ گازسوز · چراغ گاز
-
پروجکتور
Add example
Add