Translation of "fizzle" into Persian
پلغیدن, (صدای آب جوشان که از روی چراغ برداشته شده و قلیان آن رو به فروکش است یا صدای فشفشه یا ترقه ای که دارد نیروی خود رااز دست می دهد) فش فش, (عامیانه) ناموفق شدن (به ویژه پس ازموفقیت اولیه) are the top translations of "fizzle" into Persian.
fizzle
verb
noun
grammar
To sputter or hiss. [..]
-
پلغیدن
-
(صدای آب جوشان که از روی چراغ برداشته شده و قلیان آن رو به فروکش است یا صدای فشفشه یا ترقه ای که دارد نیروی خود رااز دست می دهد) فش فش
-
(عامیانه) ناموفق شدن (به ویژه پس ازموفقیت اولیه)
-
Less frequent translations
- شکست خوردن
- فس فس
- فسی کردن
- فش فش
- فش فش کردن
- ناکام شدن
- پسی کردن
- کاری که به ناکامی منجر می شود
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fizzle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add