Translation of "flagellator" into Persian
تازیانه زننده, شلاق زننده are the top translations of "flagellator" into Persian.
flagellator
noun
grammar
someone who flagellates, a whipper [..]
-
تازیانه زننده
-
شلاق زننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flagellator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "flagellator" with translations into Persian
-
به باد انتقاد گرفتن · به شکل تاژک · تازیانه زدن · تاژک دار (flagellated هم می گویند) · تاژک دیس · تاژک سان · دارای تاژک · سازواره ی تاژکی · شلاق زدن
-
(مجازی) نیش دار · (مراسم مذهبی یا برای تحریک جنسی) · تازیانه خور · تازیانه زدن · زننده · شلاق خور · کسی که تازیانه می خورد · کسی که تازیانه می زند
-
اكسيموناديدا · اوگلنيده · تاژكدارها · تاژکداران · ديوتاژكداران · ساركوماستيگوفورا · كينتوپلاستيدا · هيپرماستيژيدا
-
(در مراسم مذهبی یا برای تحریک جنسی) تازیانه زنی (به خود) · شلاق زنی · شلاقزنی
-
به باد انتقاد گرفتن · به شکل تاژک · تازیانه زدن · تاژک دار (flagellated هم می گویند) · تاژک دیس · تاژک سان · دارای تاژک · سازواره ی تاژکی · شلاق زدن
Add example
Add