Translation of "flagged" into Persian
پرچم گزاری شده is the translation of "flagged" into Persian.
flagged
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of flag. [..]
-
پرچم گزاری شده
Marked with a flag.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flagged" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "flagged" with translations into Persian
-
پرچم کوچک
-
پرچم تگزاس
-
(به وسیله ی پرچم)مخابره کردن · (جمع - نادر) شاه پرها و پرهای بلند (مثلا روی گردن و بال های عقاب) · (معمولا با: down - با تکان دادن پرچم یا دست جلب توجه کردن یا وسایط نقلیه را متوقف کردن) ایستاندن · (نشان یا برچسب روی پرونده و کلاسور و غیره که محتوای آن را مشخص می کند) نشان پرونده · (گیاه شناسی) · آویزان شدن · با پرچم آراستن · بیرق · توان خود را از دست دادن · خم شدن · درفش · دستور ایست دادن · دم آهو · دم پرچمی · دم پشمالوی برخی از انواع سگ · رایت · رجوع شود به cattail · رجوع شود به flagstone · رجوع شود به sweet flag · زنبق · زنبق وحشی (نام عامیانه ی چند گونه زنبق که برگ های پهن و شمشیری دارند) · سست شدن · سنگ · شل و آویزان شدن · صدا زدن · ضعیف شدن · علم · لوا · نمایه · پرچم · پرچم آذین کردن · پژمرده شدن · پیام رسانی کردن · گیره
-
پرچم ترکیه
-
رو به ضعف · سست · سنگ فرش · سنگفرش · شل و آویزان
-
پرچم استرالیا
-
(گیاه شناسی) اقارون چمنی (گیاه چند سال زی و مرداب زی : Acorus calamus از خانواده ی arum) · اقارون چمني · اگیر · فرژ · وج · کالاموس
-
پرچم آتش بس · پرچم سفید · پرچم سپید (نشان تمایل به مذاکره با دشمن)
Add example
Add