Translation of "fleshings" into Persian

(دباغی) قطعات گوشت تراشیده شده از پوست, شلوار تنگ و همرنگ پوست بدن پوشنده (برای ورزش) are the top translations of "fleshings" into Persian.

fleshings noun grammar

flesh-coloured tights (worn by actors or dancers) [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (دباغی) قطعات گوشت تراشیده شده از پوست

  • شلوار تنگ و همرنگ پوست بدن پوشنده (برای ورزش)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fleshings" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fleshings" with translations into Persian

  • سفت شدن و دانه دانه شدن پوست در اثر سرما یا ترس · چندش (goose bumps و goose skin و goose pimples هم می گویند)
  • جانوران گوشتالود · جانوران گوشتی
  • (پزشکی) گوشت زیادی دور زخم التیام یافته
  • کاربران با کمک میله های کشویی به شخصیت های مشخص و قانع کننده خود ( شخصیت های مورد نظرشان ) سرو شکل میدهند
  • (انسان) تن (در برابر: روان یا روح soul) · (به خشونت) خو دادن 2 · (دباغی) گوشت پوست را تراشیدن · (شمشیر و غیره را) در گوشت فرو کردن 3 · (عامیانه) چاقی · (معمولا با: out) جسم بخشیدن به · انسان ها · بدن · بشریت · به سگ شکاری و باز شکاری و غیره گوشت خوراندن (تا به شکار راغب تر شوند) · تشریح · تن · تن روی · جسد · خواسته های جسمانی · خون خوار کردن · دارای جزئیات کردن · رنگ پوست انسان (سفید پوست) · زیست کنندگان · ساختمان بدن · سازمان بدن · سرخ مایل به زرد · سطح بدن · سنگدل کردن · شهوات · شهوت · شکارخواه کردن 1 · غرایز جسمانی · ماهیچه · موجودات · میان بر · نهاد بشری · واقعیت بخشیدن به 5 · پرواربندی · پوست · چاق شدن یا کردن · کالبد · کالبدشناسی · گوشت · گوشت (در بدن انسان یا جانور زنده) · گوشت حیوان ذبح شده (بجز مرغ و ماهی) · گوشت زیادی 0 · گوشت قصابی · گوشت میوه (که بین هسته و پوست قرار دارد) · گوشتالو کردن یا شدن (معمولا با:out یا up) 4
  • گوشتخوار (carnivorous هم می گویند)
  • زخم سطحی · زخم گوشتی
  • گوشت خوراکی (به جز گوشت مرغ و ماهی)
Add

Translations of "fleshings" into Persian in sentences, translation memory