Translation of "fling" into Persian

پرتاب کردن, جنباندن, جنبیدن are the top translations of "fling" into Persian.

fling verb noun grammar

Short, often sexual relationship. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پرتاب کردن

    verb

    exactly as he had seen her fling the dictionary at Goldstein, that morning during the Two Minutes Hate.

    درست مانند صبحی که در مراسم دو دقیقهای نفرت فرهنگ لغت را به گلداشتاین پرتاب کرده بود.

  • جنباندن

  • جنبیدن

    verb
  • Less frequent translations

    • پرت کردن
    • پرتاب
    • افکندن
    • شوخی
    • پیشنهاد
    • افکنش
    • پیشکش
    • تقدیم
    • عرضه
    • (با شتاب) انجام دادن
    • (با شدت و حرارت) اقدام کردن
    • (با شدت) انداختن
    • (شدیدا) دستخوش کردن یا شدن
    • (معمولا با: out) لگد پراندن (اسب و غیره)
    • (ناگهان یا با شدت دست یا پا یا سر خود را) تکان دادن
    • (ناگهان یا با شدت) - شدن
    • - کردن
    • دور انداختن
    • دوران خوشگذرانی (عیاشی یا خوشی)
    • رقص تند
    • رقص شاد 0
    • شیدایی زودگذر
    • عشق بازی کوتاه مدت
    • لگد زدن
    • کنار گذاشتن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "fling"

Phrases similar to "fling" with translations into Persian

  • رقص بومی مردمان شمال اسکاتلند
Add

Translations of "fling" into Persian in sentences, translation memory