Translation of "flitch" into Persian

(تنه ی درخت را) از درازا بریدن, (نجاری) برش طولی تنه ی درخت (که چوب را به صورت تیر یا تخته ی دراز در می آورد), تیر سقف (که از به هم پیوستن یا به هم پیچ کردن دو یا چند تخته یا تیر درست می شود) (به آن flitch beam هم می گویند) are the top translations of "flitch" into Persian.

flitch verb noun grammar

The side of an animal, now only a pig when cured and salted; a side of bacon. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (تنه ی درخت را) از درازا بریدن

  • (نجاری) برش طولی تنه ی درخت (که چوب را به صورت تیر یا تخته ی دراز در می آورد)

  • تیر سقف (که از به هم پیوستن یا به هم پیچ کردن دو یا چند تخته یا تیر درست می شود) (به آن flitch beam هم می گویند)

  • دنده ی خوک (نمک زده و خشک کرده)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "flitch" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
Add

Translations of "flitch" into Persian in sentences, translation memory