Translation of "flocks" into Persian
رمهها, گلهها, گلههاي گاو شيري are the top translations of "flocks" into Persian.
flocks
verb
noun
Plural form of flock. [..]
-
رمهها
(Hebrews 11:9) Abram’s days were active; he had much to do in managing his flocks and his servants.
(عبرانیان ۱۱:۹) اَبرام در طی روز کارهای بسیاری چون رسیدگی به رمهها و سرپرستی خادمانش را بر عهده داشت.
-
گلهها
When you first start this and you bring in a flock of animals,
زمانی كه اولینبار گلهها را به زمینهای بایر آوردی
-
گلههاي گاو شيري
-
گلههاي گاو گوشتي
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flocks" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "flocks" with translations into Persian
-
اندازه رمه · اندازه گله · بسامد دام
-
(دسته ی گوسفند یا بز و پرنده و غیره) گله · (مجازی) فوج · (نقش برجسته ی روی پارچه و کاغذ دیواری و غیره که از الیاف پرز مانند درست شده است) پرزه · (پس مانده ی پشم و پنبه و غیره که با آن مبل و تشک و غیره را پر می کنند) پرکنه · (گلوله ی کوچکی از پشم یا پنبه یا هرچیز مشابه آن) پشم گوی · آکنه · آگنش · آگنه · ازدحام کردن · انبوه مردم · انبوهیدن · تجمع کردن · توده · توده کاه · توفیدن · جمعیت · خواب · دسته · دسته پزندگان · دودکش · رجوع شود به floc · رمه · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · فسیله · لایی · موگوی · پشم انباشت · پنبه کهنه · پیروان (مسیح) · کرک گوی · کرکینه گوی · کلیسا روندگان · کوه · کوهستان · کوهستانی · گردآمدن · گروه · گله · گله شدن · گله وار رفتن · گلوله ی مو
-
(نقش برجسته روی پارچه و کاغذ دیواری و غیره که از الیاف پرز مانند درست شده است) پرزه · (پارچه یا کاغذ دیواری وغیره) پرزه دار · خواب · خوابدار · دارای نقش برجسته
Add example
Add