Translation of "flock" into Persian
گله, دسته, گروه are the top translations of "flock" into Persian.
flock
verb
noun
grammar
(transitive) To congregate in or head towards a place in large numbers. [..]
-
گله
noungroup of sheep or goats
The spiritual and temporal pastors of the mine flock were very good friends.
چوپانان معنوی و دنیوی گله معدنچیها همه دوستان خوبی بودند.
-
دسته
noungroup of birds
-
گروه
nounAnd general eiling will never stop attacking that flock,
و جنرال آيلينگ هيچ وقت از حمله به اون گروه دست نخواهد کشيد
-
Less frequent translations
- رمه
- ازدحام کردن
- فراوانی
- جمعیت
- توده
- خواب
- زیاد
- فراوان
- کوهستانی
- آکنه
- آگنش
- آگنه
- انبوهیدن
- توفیدن
- فسیله
- موگوی
- گردآمدن
- دودکش
- لایی
- کوهستان
- سیلاب
- کوه
- (دسته ی گوسفند یا بز و پرنده و غیره) گله
- (مجازی) فوج
- (نقش برجسته ی روی پارچه و کاغذ دیواری و غیره که از الیاف پرز مانند درست شده است) پرزه
- (پس مانده ی پشم و پنبه و غیره که با آن مبل و تشک و غیره را پر می کنند) پرکنه
- (گلوله ی کوچکی از پشم یا پنبه یا هرچیز مشابه آن) پشم گوی
- انبوه مردم
- تجمع کردن
- توده کاه
- دسته پزندگان
- رجوع شود به floc
- سیل کلمات
- پشم انباشت
- پنبه کهنه
- پیروان (مسیح)
- کرک گوی
- کرکینه گوی
- کلیسا روندگان
- گله شدن
- گله وار رفتن
- گلوله ی مو
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flock" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "flock"
Phrases similar to "flock" with translations into Persian
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
اندازه رمه · اندازه گله · بسامد دام
-
(نقش برجسته روی پارچه و کاغذ دیواری و غیره که از الیاف پرز مانند درست شده است) پرزه · (پارچه یا کاغذ دیواری وغیره) پرزه دار · خواب · خوابدار · دارای نقش برجسته
Add example
Add