Translation of "flounder" into Persian
پهنماهی, تقلا, گیرافتادگی are the top translations of "flounder" into Persian.
flounder
verb
noun
grammar
(countable) Any of various flatfish of the family Pleuronectidae or Bothidae. [..]
-
پهنماهی
Any of various flatfish of the family Pleuronectidae or Bothidae.
-
تقلا
Tread water and don't flounder, or you'll upset the boat.
رکاب بزن، و زیاد تقلا نکن و گر نه قایق را برمی گردانی.
-
گیرافتادگی
-
Less frequent translations
- کفشک
- دستپاچگی
- (با زحمت) حرکت کردن
- (جانورشناسی) سفره ماهی (تیره های Bothidae و Pleuronectidae)
- (در گل و لای یا برف و غیره) گیر کردن
- (مجازی) با اشکال حرکت کردن
- (هنگام صحبت و نطق یا اجرا و غیره) دست و پای خود را گم کردن
- بال بال زدن
- به تته پته افتادن
- تقلا کردن
- حرکت با زحمت
- دست و پا زدن
- دستپاچه شدن
- کفشکماهی فلاندر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flounder" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "flounder"
Phrases similar to "flounder" with translations into Persian
-
حلواماهي خاكستري · سفرهماهی چشمچپ
-
سفرهماهي دمزرد · ماهیان لیماند
-
سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا
-
کفشک قطبی
-
حلواماهي خاكستري · سفرهماهی چشمچپ
-
(جانورشناسی) سفره ماهی زمستانه (Pseudopleuronectes americanus - بومی سواحل خاوری امریکای شمالی)
-
سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا
Add example
Add