Translation of "fore" into Persian

پیش, جلو, پیشین are the top translations of "fore" into Persian.

fore adjective noun adverb interjection verb grammar

(obsolete) Former; occurring earlier (in some order); previous. [15th-18th c.] [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پیش

    adverb

    finding no speedy vent runs roaring fore and aft

    چون راه خروج سریعی نمییابد همچنان غران پس و پیش میرود،

  • جلو

    noun

    He would advance his fore legs and drag up his body with a sort of hitching movement

    دستهایش را جلو میخزاند و بدنش را با تکان بلند میکرد.

  • پیشین

    adjective

    discovering signs of wonder what I had done to my fore feet.

    با اشاره میگفت متحیرست که من چه بلائی بر سر پاهای پیشین خود آوردهام

  • Less frequent translations

    • جلوی
    • قدامی
    • سابقی
    • قدام
    • سابقا
    • پیشی
    • قبلی
    • (در قسم خوردن) به 4
    • (شعر قدیم) پیش از
    • (قدیمی) در برابر
    • (مهجور) قبلا
    • (واقع در جلو چیزی دیگر) جلوی
    • به سوی جلوی کشتی
    • به سوی سینه ی کشتی (امروزه بیشتر به این صورت به کار می رود:fore and aft)
    • جلو کشتی
    • در جلو
    • دماغه کشتی
    • سینه ی کشتی
    • عرشه کشتی
    • قبل از
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fore" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Fore proper

A people and language of Papua New Guinea. [..]

+ Add

"Fore" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Fore in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "fore"

Phrases similar to "fore" with translations into Persian

  • (به ویژه در مورد کشتی) از سینه تا پاشنه · از جلو تا عقب · از درازا · در امتداد کشتی · در راستای کشتی (و غیره) · در عقب و جلو · سرتاسر · هم در سینه و هم در پاشنه ی کشتی
  • سر دیرک · سر شاه تیر کشتی
  • (فلسفه) پیش فهم
  • بادبانی که بر سر شاه تیر کشتی قرار دارد
  • وابسته به طرح و آذین بندی سر شاه تیر کشتی
  • کشتی دارای بادبان در جلو و عقب کشتی · کشتی دارای بادبان طولی (بادبان به موازات طول کشتی نه عمود بر آن)
  • (بیس بال) فورس اوت (حذف شدن بازیکن از بازی)
  • (از نظر زمان و مکان یا مرتبه و رتبه) پیش · بخش جلویی · بخش قدامی [forehead] · جلو · قبل [forenoon]
Add

Translations of "fore" into Persian in sentences, translation memory