Translation of "fore-" into Persian

(از نظر زمان و مکان یا مرتبه و رتبه) پیش, بخش جلویی, بخش قدامی [forehead] are the top translations of "fore-" into Persian.

fore- Prefix

Before, in front of. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (از نظر زمان و مکان یا مرتبه و رتبه) پیش

  • بخش جلویی

  • بخش قدامی [forehead]

  • Less frequent translations

    • جلو
    • قبل [forenoon]
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fore-" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fore-" with translations into Persian

  • (به ویژه در مورد کشتی) از سینه تا پاشنه · از جلو تا عقب · از درازا · در امتداد کشتی · در راستای کشتی (و غیره) · در عقب و جلو · سرتاسر · هم در سینه و هم در پاشنه ی کشتی
  • (در قسم خوردن) به 4 · (شعر قدیم) پیش از · (قدیمی) در برابر · (مهجور) قبلا · (واقع در جلو چیزی دیگر) جلوی · به سوی جلوی کشتی · به سوی سینه ی کشتی (امروزه بیشتر به این صورت به کار می رود:fore and aft) · جلو · جلو کشتی · جلوی · در جلو · دماغه کشتی · سابقا · سابقی · سینه ی کشتی · عرشه کشتی · قبل از · قبلی · قدام · قدامی · پیش · پیشی · پیشین
  • سر دیرک · سر شاه تیر کشتی
  • (فلسفه) پیش فهم
  • بادبانی که بر سر شاه تیر کشتی قرار دارد
  • وابسته به طرح و آذین بندی سر شاه تیر کشتی
  • کشتی دارای بادبان در جلو و عقب کشتی · کشتی دارای بادبان طولی (بادبان به موازات طول کشتی نه عمود بر آن)
  • (بیس بال) فورس اوت (حذف شدن بازیکن از بازی)
Add

Translations of "fore-" into Persian in sentences, translation memory