Translation of "fouling" into Persian

شوخگنشدگی, درده, رسوب are the top translations of "fouling" into Persian.

fouling verb noun grammar

Present participle of foul. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شوخگنشدگی

  • درده

  • رسوب

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fouling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fouling" with translations into Persian

  • (انگلیس - محلی) بدقیافه · (بسیار) کثیف · (بو) متعفن · (خوراک) فساد · (طناب و غیره) درهم گیر کرده · (طناب و غیره) گوریدن · (عامیانه) ناخوشایند 3 · (لوله و غیره را) مسدودکردن · (هوا) توفانی · (ورزش و مسابقه) خطا · (چاپ) پرغلط · (کلام یا تصویر و غیره) قبیح · آلوده کردن 5 · افتضاح · انبوه شدن · بدبو · بند آمده · بند آوردن یا آمدن · به ناموس کسی خدشه وارد آوردن · به هم تاب خورده · به هم تابیده شدن · به هم گوریده · بی آبرو کردن · خائن · خبیث · خراب · خطا · خطا کردن · خیانتکار · دارای خطخوردگی و حاشیه نویسی 4 · درهم گیر کردن · رذل · زشت · زشت 2 · سرایت دادن · سرشکسته کردن 6 · شرارت بار · شرف کسی را لکه دار کردن · شرور · شماگند · شمغند · شوخگن · شیطانی · فول · فول کردن 0 · مستهجن · مسدود · مشمئز کننده · ناامین · نادرست 1 · ناشایست · ناپسند · نجس کردن یا شدن · پرکثافت · پلشت · پلشت کردن · پلید · پوسیده · پژوین · چرک انباشت · کثیف · کثیف کردن · کثیف کردن یا شدن · گرفتن 7 · گرفته شده (در اثر انباشتگی فضولات) · گست · گند · گندناک · گندیده · گوراندن · گیر کردن
  • (بیس بال) گوی که خارج از زمین بازی فرود آمده باشد
  • (بسکتبال) خط پرتاب آزاد (خطی که از پس آن به سوی حلقه · (تنیس و بیس بال و غیره) خط دور محوطه ی بازی (که بیرون از آن ((اوت)) محسوب می شود) · توپ افکنده می شود به ویژه هنگام ارتکاب خطا از طرف تیم مقابل)
  • بارنامه نادرست
  • لارو چركدار اروپايي
  • رجوع شود به free throw
Add

Translations of "fouling" into Persian in sentences, translation memory