Translation of "frank" into Persian
رک, بی پرده, صریح are the top translations of "frank" into Persian.
Honest, especially in an manner that seems slightly blunt. [..]
-
رک
adjectiveI do not pretend to possess equal frankness with your Ladyship.
تظاهر نميکنم که در رک گويي و صراحت همانند بانو ي خودم هستم.
-
بی پرده
adjectiveAnd in order to do that, we're gonna need to have a frank discussion.
و بعلاوه این کار ، به یک بحث بی پرده لازم داریم.
-
صریح
You see, I am quite frank with you.
میبینید، من با شما کاملاً صریح صحبت میکنم.
-
Less frequent translations
- آشکار
- سوسیس
- بخششگر
- رادمرد
- رادمنش
- راستکار
- پرصداقت
- رو راست، بی شیله پیله
- سخی
- پرحرف
- سرراست
- راد
- نیرومند
- (امریکا - عامیانه) سوسیس دودی
- (به خاطر امتیاز ویژه یا شغل و غیره) از الصاق تمبر به نامه های خود معاف بودن
- (در مورد شرکت ها و غیره که پاکت هایی مصرف می کنند که از قبل روی آن تمبر یا مهر پرداخت چاپ شده است) پاکت تمبردار
- (قدیمی - در اصل) سخاوتمند
- اجازه عبور دادن
- اسم خاص مذکر
- امضا یا مهر و غیره به جای تمبر پست (که اشخاص دارای امتیاز ویژه حق آن را دارند)
- این اجازه یا امتیاز
- بی رودربایستی
- بی شیله پیله
- بی محابا
- داشتن حق ارسال نامه های پستی به طور رایگان (مانند نمایندگان کنگره ی امریکا)
- دهش مند
- رک و راست
- رک گو
- ساندویچ سوسیس
- صاف وساده
- فرانک (افراد قبیله ی فرانک ها که آلمانی نژاد بوده و در آغاز سده ی نهم میلادی امپراطوری فرانک ها را در آلمان و فرانسه و شمال ایتالیا به وجود آوردند)
- مصون ساختن
- پاکت مهردار
- گشاده دست
- یک رو(در برابر: دو رو)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "frank" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
One of the Franks, a Germanic federation that inhabited parts of what are now France, the Low Countries and Germany. [..]
"Frank" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Frank in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "frank"
Phrases similar to "frank" with translations into Persian
-
بی پرده گویی · خلوص · راست بازی · رک گویی · سادگی · پوست کندگی
-
فرانک کاپرا
-
فرانک پترسن
-
فرانک لوید رایت
-
فرنک کپرا (کارگردان فیلم - امریکایی)
-
لیمن فرانک بوم (نویسنده ی داستان های کودکان - امریکایی)
-
فرانک دارابونت
-
فرانک گری