Translation of "frequentation" into Persian
(اغلب یا مکررا) بودن (در جایی), (غالبا) رفتن (به جایی), بس رخداد are the top translations of "frequentation" into Persian.
frequentation
noun
grammar
The act of frequenting a particular place [..]
-
(اغلب یا مکررا) بودن (در جایی)
-
(غالبا) رفتن (به جایی)
-
بس رخداد
-
بسایند گری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "frequentation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "frequentation" with translations into Persian
-
بسیارامدوشدکننده · بسیاردیدنی کننده · همیشه رو
-
اغلب · بارها · بسایندانه · به طور پی در پی · به کرات · دم به دم · غالبا · مکررا
-
تکرر ادرار
-
(اغلب) بودن در · (در اصل) پر · بس رخده · بسامدین · بسایند · تکرار شونده · دایم · دم به دم · زود زود · شلوغ · عادی · مداوم · مشتری شدن · مملو · مکرر · همیشه رفتن به · همیشگی · پی در پی · چند باره
-
سؤالات رایج
-
تندی · تکرر · سرعت · کثرت وقوع
-
مرتبا، مکررا، بطور مدام
-
(دستور زبان - بیانگر عمل مکرر) بسایند نما · فعل بسایند نما
Add example
Add