Translation of "garnisher" into Persian

اراینده, تامین کننده خواسته یامدعابه are the top translations of "garnisher" into Persian.

garnisher noun grammar

One who, or that which, garnishes.

+ Add

English-Persian dictionary

  • اراینده

  • تامین کننده خواسته یامدعابه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "garnisher" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "garnisher" with translations into Persian

  • (حقوق) دستور توقیف اموال متهم که در ید شخص ثالثی است · آرایش · اخطار به شخصی که اموال متهم درید او است (مبنی بر اینکه حق ندارد دارایی متهم را به او تسلیم کند) · تامین خواسته · تزیین · مزین سازی
  • ارایش · نثار
  • (حقوق) تامین مدعا به کردن · (خوراک را مثلا با قرار دادن سبزی در کنار بشقاب) تزئین کردن · (در قدیم) باج سبیل (که توسط زندانیان کهنه کار از زندانیان تازه وارد اخذ می شد) · آذین کردن · آراستن · تامین خواسته کردن · رجوع شود به garnishee · زینت · مخلفات · مزین کردن · چاشنی · کی دیامنیم نیمأت هاگداد هک تسا ینامز نیا( شینراگ هبو هتشادرب ار صخش یتیرویکس لایسوس یایازم زا غلبم)دهدب ناشدنزرفزا تیامح جراخم یارب رگید دلاو
  • (حقوق) تامین مدعا به کردن · (خوراک را مثلا با قرار دادن سبزی در کنار بشقاب) تزئین کردن · (در قدیم) باج سبیل (که توسط زندانیان کهنه کار از زندانیان تازه وارد اخذ می شد) · آذین کردن · آراستن · تامین خواسته کردن · رجوع شود به garnishee · زینت · مخلفات · مزین کردن · چاشنی · کی دیامنیم نیمأت هاگداد هک تسا ینامز نیا( شینراگ هبو هتشادرب ار صخش یتیرویکس لایسوس یایازم زا غلبم)دهدب ناشدنزرفزا تیامح جراخم یارب رگید دلاو
Add

Translations of "garnisher" into Persian in sentences, translation memory