Translation of "garnishing" into Persian

ارایش, نثار are the top translations of "garnishing" into Persian.

garnishing verb

Present participle of garnish. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ارایش

  • نثار

    before Mr. Sikes could get out a few of the appropriate oaths with which, on similar occasions, he was accustomed to garnish his threats.

    این کار چنان به سرعت انجام گرفت که حتی آقای سایکس فرصت نکرد چند فحش آبدار هم نثار دخترک نماید،

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "garnishing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "garnishing" with translations into Persian

  • (حقوق) دستور توقیف اموال متهم که در ید شخص ثالثی است · آرایش · اخطار به شخصی که اموال متهم درید او است (مبنی بر اینکه حق ندارد دارایی متهم را به او تسلیم کند) · تامین خواسته · تزیین · مزین سازی
  • (حقوق) تامین مدعا به کردن · (خوراک را مثلا با قرار دادن سبزی در کنار بشقاب) تزئین کردن · (در قدیم) باج سبیل (که توسط زندانیان کهنه کار از زندانیان تازه وارد اخذ می شد) · آذین کردن · آراستن · تامین خواسته کردن · رجوع شود به garnishee · زینت · مخلفات · مزین کردن · چاشنی · کی دیامنیم نیمأت هاگداد هک تسا ینامز نیا( شینراگ هبو هتشادرب ار صخش یتیرویکس لایسوس یایازم زا غلبم)دهدب ناشدنزرفزا تیامح جراخم یارب رگید دلاو
  • اراینده · تامین کننده خواسته یامدعابه
  • (حقوق) تامین مدعا به کردن · (خوراک را مثلا با قرار دادن سبزی در کنار بشقاب) تزئین کردن · (در قدیم) باج سبیل (که توسط زندانیان کهنه کار از زندانیان تازه وارد اخذ می شد) · آذین کردن · آراستن · تامین خواسته کردن · رجوع شود به garnishee · زینت · مخلفات · مزین کردن · چاشنی · کی دیامنیم نیمأت هاگداد هک تسا ینامز نیا( شینراگ هبو هتشادرب ار صخش یتیرویکس لایسوس یایازم زا غلبم)دهدب ناشدنزرفزا تیامح جراخم یارب رگید دلاو
Add

Translations of "garnishing" into Persian in sentences, translation memory