Translation of "glance" into Persian
تلمیح, درخشیدن, نظر اجمالی are the top translations of "glance" into Persian.
glance
verb
noun
grammar
(intransitive) To look briefly ( at something). [..]
-
تلمیح
-
درخشیدن
verb -
نظر اجمالی
Bossuet had the comprehensive glance of a fasting Hannibal.
بوسوئه مخمور نظر اجمالی آنی بال ناشتا را بکار برده بود.
-
Less frequent translations
- نگاه
- نظر
- برانداز
- تابندگی
- تابیدن
- درخشش
- (در مورد شمشیر یا گلوله یا هر نوع پرتابه) به طور غیر عمود یا یک وری به جسمی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن (معمولابا off)
- (معدن شناسی) هر یک از سنگ های معدنی براق و فلز مانند: سولفید نقره ی معدنی
- از مدنظر گذارندن
- برانداز کردن
- برق زدن
- بسرعت نگاه کردن
- به طور غیر مستقیم اشاره کردن به (معمولا با over یا at)
- تابان بودن
- زیرچشمی نگاه کردن
- سنگ سرب
- سولفید سرب معدنی
- نگاه مختصر
- نگاه کوتاه
- چشم انداختن
- چشم بر هم زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "glance" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "glance" with translations into Persian
-
(در مورد شمشیر و گلوله و غیره) به طور غیرعمود به چیزی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن
-
دیدن · نظر انداختن
-
رجوع شود به stibnite
Add example
Add