Translation of "glancing" into Persian

(در مورد شمشیر و گلوله و غیره) به طور غیرعمود به چیزی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن is the translation of "glancing" into Persian.

glancing adjective noun verb grammar

Present participle of glance . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (در مورد شمشیر و گلوله و غیره) به طور غیرعمود به چیزی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "glancing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "glancing" with translations into Persian

  • دیدن · نظر انداختن
  • رجوع شود به stibnite
  • (در مورد شمشیر یا گلوله یا هر نوع پرتابه) به طور غیر عمود یا یک وری به جسمی خوردن و کمانه کردن یا منحرف شدن (معمولابا off) · (معدن شناسی) هر یک از سنگ های معدنی براق و فلز مانند: سولفید نقره ی معدنی · از مدنظر گذارندن · برانداز · برانداز کردن · برق زدن · بسرعت نگاه کردن · به طور غیر مستقیم اشاره کردن به (معمولا با over یا at) · تابان بودن · تابندگی · تابیدن · تلمیح · درخشش · درخشیدن · زیرچشمی نگاه کردن · سنگ سرب · سولفید سرب معدنی · نظر · نظر اجمالی · نگاه · نگاه مختصر · نگاه کوتاه · چشم انداختن · چشم بر هم زدن
Add

Translations of "glancing" into Persian in sentences, translation memory