Translation of "gravelling" into Persian
سنگ ریزی, شن ریزی are the top translations of "gravelling" into Persian.
gravelling
noun
verb
grammar
Present participle of gravel. [..]
-
سنگ ریزی
-
شن ریزی
A wide gravel driveway succeeded the wheel ruts of the track.
یک راه پهن شن ریزی شده خالی راه خاکی را میگرفت.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gravelling" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "gravelling" with translations into Persian
-
تقریبا نابینا · تقریبا کور
-
خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
-
(راه و غیره) با سنگریزه پوشاندن · (عامیانه) آزردن · (پزشکی) سنگ مثانه · اذیت کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · خجل کردن · رنجه داشتن · ریگ · سنگ مثانه · سنگ کلیه · سنگریزه · شن · شن ریزی کردن · شنی · عصبانی کردن · لال کردن · ماسه · مبهوت کردن · متحیر شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · گیج کردن
-
(راه و غیره) با سنگریزه پوشاندن · (عامیانه) آزردن · (پزشکی) سنگ مثانه · اذیت کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · خجل کردن · رنجه داشتن · ریگ · سنگ مثانه · سنگ کلیه · سنگریزه · شن · شن ریزی کردن · شنی · عصبانی کردن · لال کردن · ماسه · مبهوت کردن · متحیر شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · گیج کردن
-
(راه و غیره) با سنگریزه پوشاندن · (عامیانه) آزردن · (پزشکی) سنگ مثانه · اذیت کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · خجل کردن · رنجه داشتن · ریگ · سنگ مثانه · سنگ کلیه · سنگریزه · شن · شن ریزی کردن · شنی · عصبانی کردن · لال کردن · ماسه · مبهوت کردن · متحیر شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · گیج کردن
-
(راه و غیره) با سنگریزه پوشاندن · (عامیانه) آزردن · (پزشکی) سنگ مثانه · اذیت کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · خجل کردن · رنجه داشتن · ریگ · سنگ مثانه · سنگ کلیه · سنگریزه · شن · شن ریزی کردن · شنی · عصبانی کردن · لال کردن · ماسه · مبهوت کردن · متحیر شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · گیج کردن
-
(راه و غیره) با سنگریزه پوشاندن · (عامیانه) آزردن · (پزشکی) سنگ مثانه · اذیت کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · خجل کردن · رنجه داشتن · ریگ · سنگ مثانه · سنگ کلیه · سنگریزه · شن · شن ریزی کردن · شنی · عصبانی کردن · لال کردن · ماسه · مبهوت کردن · متحیر شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · گیج کردن
-
(راه و غیره) با سنگریزه پوشاندن · (عامیانه) آزردن · (پزشکی) سنگ مثانه · اذیت کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · خجل کردن · رنجه داشتن · ریگ · سنگ مثانه · سنگ کلیه · سنگریزه · شن · شن ریزی کردن · شنی · عصبانی کردن · لال کردن · ماسه · مبهوت کردن · متحیر شدن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · گیج کردن
Add example
Add