Translation of "haltere" into Persian
اکروبات, متعادل کننده are the top translations of "haltere" into Persian.
haltere
noun
grammar
A small knobbed structure in some two-winged insects, one of a pair that are flapped rapidly and function as accelerometers to maintain stability in flight. [..]
-
اکروبات
noun -
متعادل کننده
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "haltere" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "haltere"
Phrases similar to "haltere" with translations into Persian
-
(حشره های دوباله) باله ی ترازگر · افسار · افسار بستن به · اکروبات · به دار زدن · حشیش · حلق آویز کردن · طناب دار · طناب چوبه ی دار · مانع شدن · متعادل کننده · مختل کردن · مهار کردن · پالهنگ · پستان بند (که از گردن آویخته است) · کمند · کنف
-
حشیش · کنف
-
(حشره های دوباله) باله ی ترازگر · افسار · افسار بستن به · اکروبات · به دار زدن · حشیش · حلق آویز کردن · طناب دار · طناب چوبه ی دار · مانع شدن · متعادل کننده · مختل کردن · مهار کردن · پالهنگ · پستان بند (که از گردن آویخته است) · کمند · کنف
-
(حشره های دوباله) باله ی ترازگر · افسار · افسار بستن به · اکروبات · به دار زدن · حشیش · حلق آویز کردن · طناب دار · طناب چوبه ی دار · مانع شدن · متعادل کننده · مختل کردن · مهار کردن · پالهنگ · پستان بند (که از گردن آویخته است) · کمند · کنف
Add example
Add