Translation of "handling" into Persian
جابجایی, رسیدگی, اداره are the top translations of "handling" into Persian.
handling
noun
verb
grammar
Present participle of handle. [..]
-
جابجایی
plus shipping and handling.
به اضافه جابجایی و تحویل.
-
رسیدگی
nounNo, we'll handle our business and head home.
نه ، خودمون به کارامون رسیدگی میکنیم و میریم خونه.
-
اداره
nounStop treating me like I can't handle myself.
طوري باهام رفتار نکن که انگار نمي تونم خودمو اداره کنم.
-
Less frequent translations
- بارگيري
- بررسی
- دستکاری
- استعمال
- درمان
- معامله
- تخليه بار
- جابجايي کپهای
- دست زنی
- گذاشت وبرداشت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "handling" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "handling" with translations into Persian
-
(اتومبیل های سابق) هندل 4 · (اتومبیل و غیره) کاربرد آسان و روان داشتن · (دیگ و ماهیتابه یا ابزار و غیره) دسته · (شمشیر) قبضه · (عامیانه) از نظر روانی قادر بودن · (عامیانه) نام یا لقب یا عنوان شخص · (ماشین و غیره) راندن یا به کار انداختن · (کالای بخصوصی را) معامله کردن 1 · (کالایی را) خرید و فروش کردن · آموزش دادن · اداره کردن · از عهده بر آمدن · برمچیدن · بهانه 3 · تاب آوردن · جادستی · جمع مبلغ شرط بندی شده (در مسابقه ی اسب دوانی و غیره) · دست زدن به · دست ور کردن به · دست یازیدن · دستاویز · دستجا · دسته · دسته ی شمشیر (hilt هم می گویند) 0 · دستک · دستکاری کردن · دستگیره · راه انداختن · رسیدگی کردن · رفتار كردن · رفتار کردن (با) 2 · شیر · فرصت · فرهیختن · قبضه شمشیر · مدیریت کردن (بر) · مستمسک · مشته · مهار کردن · هرچیز دسته مانند · پرداختن به · کنترل کردن
-
بارگيري · تخليه بار · جابجايي کپهای · جابجایی
-
جابجايي مكانيكي
-
خوب اداره شده · خوب انجام شده
-
)لعف( نداد ماجنا هب رداق
-
دسته دار
-
تخليه ماهي · حمل و نقل ماهی · عملآوری ماهی · فراوری ماهی · فيلهكردن ماهي · واگردانی ماهي
-
زیانهای جابجایی
Add example
Add