Translation of "hatch" into Persian

هاشور, دریچه, در are the top translations of "hatch" into Persian.

hatch verb noun grammar

A horizontal door in a floor or ceiling. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • هاشور

    noun

    Shading made up of regularly spaced, intersecting lines.

  • دریچه

    noun

    I could always open the hatch, jump out, and see where I land.

    همیشه می تونم دریچه رو باز کنم بپرم بیرون ببینم کجا فرود میام.

  • در

    noun

    for doing that escape hatch thing. escape clause

    براي اون روزنه فرار. در رفتن

  • Less frequent translations

    • اژ
    • دربچه
    • هاشورزدن
    • پیامد
    • دهانه
    • درآمدن
    • کشه
    • نتیجه
    • (اندیشه یا نقشه ی سری و غیره) تکوین کردن
    • (با خطوط موازی یا متقاطع) حک کردن
    • (باماشین) جوجه کشی کردن
    • (در مورد جانورانی که تخم می گذارند - معمولا با: off یا out) روی تخم خوابیدن و جوجه آوردن
    • (در و دهانه ای که از آن کشتی یا هواپیما و غیره را بار می کنند) مدخل
    • (در کف پیاده رو یا عرشه ی کشتی و غیره) دریچه
    • (درهایی که به طور افقی دو نیم شده اند و هریک جداگانه باز و بسته می شود) نیمدر تحتانی
    • از تخم درآوردن
    • جوجه آوری
    • جوجه های همزاد
    • جوجه کشی
    • درب خوابیده
    • دریچه ی بارگیری
    • رجوع شود به floodgate
    • رجوع شود به hatchway
    • سایه انداختن
    • سر از تخم درآوردن
    • سر از تخم درآوری
    • طرح ریختن
    • نیمه ی زیرین در
    • هر یک از این خطوط
    • هستی دادن
    • کرچ شدن
    • کرک شدن (brood هم می گویند)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "hatch" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Hatch proper

A surname.

+ Add

"Hatch" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Hatch in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "hatch"

Phrases similar to "hatch" with translations into Persian

  • خروج از تخم
  • اژ · خروج از تخم · دریچه · سايه · سایه اندازی (با خطوط نازک موازی یا متقاطع) · هاشور · هاشورزنی
  • هاشور متقاطع
  • (امریکا - خودمانی) بیمارستان روانی · (در کشتی) پوشش یا سایبان روی دریچه ی کف عرشه ی کشتی
Add

Translations of "hatch" into Persian in sentences, translation memory