Translation of "hatching" into Persian
خروج از تخم, سايه, اژ are the top translations of "hatching" into Persian.
hatching
noun
verb
grammar
A method of shading areas of a drawing or diagram with fine parallel lines. [..]
-
خروج از تخم
-
سايه
noun -
اژ
noun
-
Less frequent translations
- دریچه
- سایه اندازی (با خطوط نازک موازی یا متقاطع)
- هاشور
- هاشورزنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hatching" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hatching" with translations into Persian
-
خروج از تخم
-
هاشور متقاطع
-
(اندیشه یا نقشه ی سری و غیره) تکوین کردن · (با خطوط موازی یا متقاطع) حک کردن · (باماشین) جوجه کشی کردن · (در مورد جانورانی که تخم می گذارند - معمولا با: off یا out) روی تخم خوابیدن و جوجه آوردن · (در و دهانه ای که از آن کشتی یا هواپیما و غیره را بار می کنند) مدخل · (در کف پیاده رو یا عرشه ی کشتی و غیره) دریچه · (درهایی که به طور افقی دو نیم شده اند و هریک جداگانه باز و بسته می شود) نیمدر تحتانی · از تخم درآوردن · اژ · جوجه آوری · جوجه های همزاد · جوجه کشی · در · درآمدن · درب خوابیده · دربچه · دریچه · دریچه ی بارگیری · دهانه · رجوع شود به floodgate · رجوع شود به hatchway · سایه انداختن · سر از تخم درآوردن · سر از تخم درآوری · طرح ریختن · نتیجه · نیمه ی زیرین در · هاشور · هاشورزدن · هر یک از این خطوط · هستی دادن · پیامد · کرچ شدن · کرک شدن (brood هم می گویند) · کشه
-
(امریکا - خودمانی) بیمارستان روانی · (در کشتی) پوشش یا سایبان روی دریچه ی کف عرشه ی کشتی
-
(اندیشه یا نقشه ی سری و غیره) تکوین کردن · (با خطوط موازی یا متقاطع) حک کردن · (باماشین) جوجه کشی کردن · (در مورد جانورانی که تخم می گذارند - معمولا با: off یا out) روی تخم خوابیدن و جوجه آوردن · (در و دهانه ای که از آن کشتی یا هواپیما و غیره را بار می کنند) مدخل · (در کف پیاده رو یا عرشه ی کشتی و غیره) دریچه · (درهایی که به طور افقی دو نیم شده اند و هریک جداگانه باز و بسته می شود) نیمدر تحتانی · از تخم درآوردن · اژ · جوجه آوری · جوجه های همزاد · جوجه کشی · در · درآمدن · درب خوابیده · دربچه · دریچه · دریچه ی بارگیری · دهانه · رجوع شود به floodgate · رجوع شود به hatchway · سایه انداختن · سر از تخم درآوردن · سر از تخم درآوری · طرح ریختن · نتیجه · نیمه ی زیرین در · هاشور · هاشورزدن · هر یک از این خطوط · هستی دادن · پیامد · کرچ شدن · کرک شدن (brood هم می گویند) · کشه
-
(اندیشه یا نقشه ی سری و غیره) تکوین کردن · (با خطوط موازی یا متقاطع) حک کردن · (باماشین) جوجه کشی کردن · (در مورد جانورانی که تخم می گذارند - معمولا با: off یا out) روی تخم خوابیدن و جوجه آوردن · (در و دهانه ای که از آن کشتی یا هواپیما و غیره را بار می کنند) مدخل · (در کف پیاده رو یا عرشه ی کشتی و غیره) دریچه · (درهایی که به طور افقی دو نیم شده اند و هریک جداگانه باز و بسته می شود) نیمدر تحتانی · از تخم درآوردن · اژ · جوجه آوری · جوجه های همزاد · جوجه کشی · در · درآمدن · درب خوابیده · دربچه · دریچه · دریچه ی بارگیری · دهانه · رجوع شود به floodgate · رجوع شود به hatchway · سایه انداختن · سر از تخم درآوردن · سر از تخم درآوری · طرح ریختن · نتیجه · نیمه ی زیرین در · هاشور · هاشورزدن · هر یک از این خطوط · هستی دادن · پیامد · کرچ شدن · کرک شدن (brood هم می گویند) · کشه
Add example
Add