Translation of "heating" into Persian

گرمایش is the translation of "heating" into Persian.

heating adjective noun verb grammar

A system that raises the temperature of a room or building. Confer heater. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • گرمایش

    adjective

    causing heat

    The heat was so real it was hard to believe that I was imagining it.

    گرمایش چنان حقیقی بود که سخت بود باور کنم اینها را تصور میکنم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "heating" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Heating
+ Add

"Heating" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Heating in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "heating" with translations into Persian

  • (امریکا - خودمانی) زور و تهدید · (برخی مسابقات ورزشی) دوره · (به ویژه در جانوران) فحل · (فلز گدازی) گدازش · (مقدار فلز گداخته شده و در هر کوره) میزان گدازش 3 · آب و هوای گرم · آتش · آماسیدن · احساس قوی · اوج 0 · بحبوحه · بحران · برافروخته کردن یا شدن · به جوش و خروش آمدن 6 · تب · تبسیدن · تف · تفتن · تفتیدن · تفس · تفسیدن 5 · تندخویی · تندی · جوش و خروش · حرارت · حرارت دادن یا گرفتن · حرارت شدید · خشم · داغی · درجه ی حرارت · دما · دماي بالا · دور · دوره ی مقدماتی · دوره ی گشن خواهی 2 · رنگ یا ظاهر حاکی از گرمی · روند · سرخ و متورم کردن یا شدن · شدت وحدت · شوریدگی · شوفاژ · فحل شدگی · فشار زیاد · مسابقه ی حذفی 1 · ملتهب کردن یا شدن · میانگاه · میزان گرما · هفت تیر 4 · هیجان · هیجان زده شدن · ورتاکی · پلیس · کشاکش · گرم کردن · گرم کردن یا شدن · گرما · گرماگرم · گرمای زیاد · گرمسازی (اتاق یا ساختمان) · گرمش · گرمی · گشن خواهی · گیرودار
  • (ماشینی که حرارت را تبدیل به جنبش می کند) موتور گرما - کار · ماشین گرمایی
  • لوله های این دستگاه گرمسازی · گرم کردن منزل از طریق لوله کشی آب یا بخار گرم به طوری که لوله ها در امتداد محل تلاقی کف اتاق و دیوارها مستور باشند
Add

Translations of "heating" into Persian in sentences, translation memory