Translation of "hedge" into Persian

پرچین, پنهان شدن, حصار are the top translations of "hedge" into Persian.

hedge verb noun grammar

A thicket of bushes, usually thorn bushes; especially, such a thicket planted as a fence between any two portions of land; and also any sort of shrubbery, as evergreens, planted in a line or as a fence; particularly, such a thicket planted round a field to fence it, or in rows to separate the parts of a garden. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پرچین

    noun

    thicket of bushes planted in a row [..]

    At last they came to a narrow gate in a thick hedge.

    سرانجام به دروازه باریکی رسیدند که در میان پرچین کلفتی تعبیه شده بود.

  • پنهان شدن

    verb
  • حصار

    noun

    Anyway, I went, and suddenly I heard voices by the hedge.

    به هر حال رفتم از کنار حصار صدای حرف زدن شنیدم.

  • Less frequent translations

    • چپر
    • پرچینی
    • مانع
    • بازدار
    • بنجل
    • جداکن
    • جلوگیر
    • دیوارگیاهی
    • سردواندن
    • سواکن
    • سیبه
    • لکنته
    • چپری
    • رادع
    • پوشش ریسک
    • فقیرانه
    • واخورده
    • نامرغوب
    • دیواره
    • سد
    • بند
    • (بازرگانی و قمار - با انجام معاملات متعادل کننده از خسارت کاستن یا جلوگیری کردن) دادو ستد تاiمینی کردن
    • (خود را) پنهان کردن
    • (دیواره یا نرده ای که از گیاهان سبز مانندشمشاد درست شده باشد) پرچین
    • (مانند حصار یا پرچین) احاطه کردن
    • (مجازی) مانع
    • (معمولا با: in) مانع ساختن
    • (پشت حصار یا پرچین) خف کردن 0
    • امروز و فرداکردن
    • تاiخیر و تعلل کردن
    • جا خالی دادن
    • جلوگیری کردن
    • حصار (امور مالی)
    • خط پدآفند
    • دامن دوختن
    • درجه ی سه
    • دیوار دفاعی
    • دیوار پدافندی ایجاد کردن
    • دیوار گیاهی ساختن
    • زینهارگری کردن
    • سنگر گرفتن
    • طفره رفتن
    • محافظت کردن
    • وابسته به یا نزدیک به پرچین
    • پرچین دار کردن
    • پرچین ساز
    • پرچین مانند
    • چپر ساختن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "hedge" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "hedge"

Phrases similar to "hedge" with translations into Persian

  • مانع · پرچین · پوشش ریسک
  • پرچینبرها
  • زیباساز
  • (گیاه شناسی) زوفای پرچین (Gratiola aurea از خانواده ی figwort - بومی زمین های مرطوب ایالت های فلوریدا و ماین)
  • پرچینها
  • (جانور شناسی) گنجشگ پرچین (Prunella modularis از تیره ی Prunellidae - بومی اروپا)
  • آن سوی پرچین
  • شرکت زینهاری · صندوق سرمایه گذاری تاiمینی · صندوق سرمایهگذاری
Add

Translations of "hedge" into Persian in sentences, translation memory