Translation of "hedges" into Persian

پرچینها is the translation of "hedges" into Persian.

hedges verb noun

Plural form of hedge. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پرچینها

    Harry and Cedric made their way toward them, climbing over the hedges.

    هری و سدر یک از پرچینها بالا رفتند تا خود را به آنها برسانند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "hedges" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "hedges" with translations into Persian

  • مانع · پرچین · پوشش ریسک
  • پرچینبرها
  • زیباساز
  • (گیاه شناسی) زوفای پرچین (Gratiola aurea از خانواده ی figwort - بومی زمین های مرطوب ایالت های فلوریدا و ماین)
  • (بازرگانی و قمار - با انجام معاملات متعادل کننده از خسارت کاستن یا جلوگیری کردن) دادو ستد تاiمینی کردن · (خود را) پنهان کردن · (دیواره یا نرده ای که از گیاهان سبز مانندشمشاد درست شده باشد) پرچین · (مانند حصار یا پرچین) احاطه کردن · (مجازی) مانع · (معمولا با: in) مانع ساختن · (پشت حصار یا پرچین) خف کردن 0 · امروز و فرداکردن · بازدار · بنجل · بند · تاiخیر و تعلل کردن · جا خالی دادن · جداکن · جلوگیر · جلوگیری کردن · حصار · حصار (امور مالی) · خط پدآفند · دامن دوختن · درجه ی سه · دیوار دفاعی · دیوار پدافندی ایجاد کردن · دیوار گیاهی ساختن · دیواره · دیوارگیاهی · رادع · زینهارگری کردن · سد · سردواندن · سنگر گرفتن · سواکن · سیبه · طفره رفتن · فقیرانه · لکنته · مانع · محافظت کردن · نامرغوب · وابسته به یا نزدیک به پرچین · واخورده · پرچین · پرچین دار کردن · پرچین ساز · پرچین مانند · پرچینی · پنهان شدن · پوشش ریسک · چپر · چپر ساختن · چپری
  • (جانور شناسی) گنجشگ پرچین (Prunella modularis از تیره ی Prunellidae - بومی اروپا)
  • آن سوی پرچین
  • شرکت زینهاری · صندوق سرمایه گذاری تاiمینی · صندوق سرمایهگذاری
Add

Translations of "hedges" into Persian in sentences, translation memory