Translation of "hesitance" into Persian
درنگ, تامل, دودلی are the top translations of "hesitance" into Persian.
hesitance
noun
grammar
The act or state of hesitating. [..]
-
درنگ
nounThe secretary hesitated a moment and laughed in a conciliating fashion.
دبیر لحظهیی درنگ کرد و بعد با حالتی دوستانه خنده سر داد.
-
تامل
When have I ever known you to hesitate about a drink, my friend?
از وقتي شما رو شناختم هيچ وقت در نوشيدن شراب تامل نمي کرديد ، دوستان من ؟
-
دودلی
nounAmazingly, Prudence spelled it correctly and without a moment's hesitation.
برخلاف انتظار، پرودنس بدون لحظهای مکث و دودلی، کلمه را درست و کامل تلفظ کرد.
-
Less frequent translations
- تردید
- زبان گیری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hesitance" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hesitance" with translations into Persian
-
(هنگام سخن گفتن) مکث کردن · اندیدن · این دست و آن دست کردن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · درنگ کردن · دست روی دست گذاشتن · دو دل بودن · لكنت داشتن · لکنت داشتن · مردد بودن · مطمئن نبودن · من من کردن · مکث کردن
-
تردیدآمیز · دودل · دودلانه · مذبذب · مردد · مرددانه · مولنده · نامطمئن
-
تردیدامیز · تردیدکننده · مبنی بردرنگ یاتامل · گیرکننده
-
مردد
-
اکراه · بی میلی · تامل · تردید · توقف · حرکت نوسانی · درنگ · دو دلی · دودلی · عدم تمایل · مولش · مکث
-
اکراه · بی میلی · تذبذب · تردید · درنگ · دودلی (hesitance هم می نویسند) · عدم تمایل · مولش
-
مردد شدن
-
مردد
Add example
Add