Translation of "hives" into Persian
کندوها, (پزشکی) کهیر (urticaria هم می گویند), خارش are the top translations of "hives" into Persian.
hives
noun
verb
grammar
Itchy, swollen, red areas of the skin which can appear quickly in response to an allergen or due to other conditions. [..]
-
کندوها
Human groups may look like hives for brief moments,
گروه های انسانی در نگاه اول ممکنه شبیه به کندوها به نظر برسند،
-
(پزشکی) کهیر (urticaria هم می گویند)
-
خارش
noun
-
Less frequent translations
- زنبورستان
- كندوهاي حصيري
- كندوهاي زنبور
- کهیر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "hives" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "hives" with translations into Persian
-
(برای مصرف آینده) گردآوری کردن · (در جای شلوغ یا تنگ هم زندگی کردن) در هم لولیدن · (در کندو) عسل انباشتن · (دسته ای زنبور که در یک کندو زندگی می کنند) دسته ی زنبور · (زنبور) در کندو پروردن یا گرد آوردن · ازدحام کردن · انبوه زنبور · انبوه مردم (به ویژه اگر پرسروصدا و پر مشغله باشند) · اندوختن · به شان رفتن · توده ی مردم · جای شلوغ و پرسروصدا · ذخیره کردن · شان · شان عسل · لانه ی زنبور · هیاهوگاه · وارد کندو شدن · کلیزدان (beehive هم می گویند) · کندو · گبت خانه
-
انبار کردن · انباشتن · انداختن · پنهان کردن
-
كندوداري · مدیریت کندو
-
كندوداري · مدیریت کندو
-
انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
-
شيرههاي شان عسل · فراوردههای کندو
-
حرکت دستهجمعی · مهاجرتهاي دسته زنبور · گلههاي زنبور
Add example
Add