Translation of "imitative" into Persian
بدلی, تقلیدی, سرمشقی are the top translations of "imitative" into Persian.
imitative
adjective
grammar
Imitating; copying; not original. [..]
-
بدلی
adjective -
تقلیدی
They were simply an imitation of his earlier manner, and curiously lifeless and unconvincing.
تقلیدی از شیوهی قدیمیاش بودند، اما بهگونهای شگفت بیجان بودند و توی ذوق میزدند.
-
سرمشقی
What a fine attitude for parents to imitate in dealing with their children!
براستی که چنین طرز رفتار خوبی سرمشقی است برای والدین!
-
Less frequent translations
- مانشی
- مقلدانه
- ناسره
- والوچی
- جعلی
- مقلد
- مصنوعی
- ساختگی
- (هنرمند) تقلید درآر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "imitative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "imitative" with translations into Persian
-
تقلید · تقلیدی
-
امادگی برای واگیری · به تقلید · تمایل · قوه تقلید
-
تقلید پذیر · تقلید کردنی · قابل تقلید · واگیره کردنی · پیروی کردن
-
تقلید کننده · مقلد · واگیرنده
-
تقلید پذیری · قابلیت تقلید
-
جايگزينهاي خامه · خامه بدلی
-
(ارسطو: تجسم هنری نه از راه تقلید مو به مو بلکه با نشان دادن ماهیت و نهاد اصلی چیزی)نهادنمایی · (زیست شناسی) والوچ · (فلسفه - افلاطون : روشی که طبق آن موجودات الگوهای ابدی را به طور ناقص در خود وارد می کنند) در نهاد · بدل سازی · بدلی · تقلبی · تقلید · تقلید (رفتار) · تقلیدی · جعل · جعل هویت · خمانیدن · رونوشت سازی · ساختگی · سرمشق گیری · مانشگری · مصنوعی · ناسره · نبهره · همانندسازی · کاریکاتور
-
ادای کسی را درآوردن · بدل سازی کردن · تاiسی کردن به · تقلید درآوردن · تقلید کردن · تقلیدکردن · روبرداری کردن · سرمشق قرار دادن · نسخه برداشتن · نوا درآوردن · همانند کردن یا بودن · والوچیدن · پیروی کردن (از کار کسی) · کپی کردن
Add example
Add