Translation of "imitator" into Persian

مقلد, واگیرنده, تقلید کننده are the top translations of "imitator" into Persian.

imitator noun grammar

One who imitates or apes another. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مقلد

    noun

    Moreover, and particularly in this immemorial and senseless waste, Paris is itself an imitator.

    از این گذشته، به ویژه در این ولخرجی از یاد رفته و بیشعورانه، پاریس خود نیز مقلد است.

  • واگیرنده

  • تقلید کننده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "imitator" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "imitator" with translations into Persian

  • تقلید · تقلیدی
  • امادگی برای واگیری · به تقلید · تمایل · قوه تقلید
  • تقلید پذیر · تقلید کردنی · قابل تقلید · واگیره کردنی · پیروی کردن
  • تقلید پذیری · قابلیت تقلید
  • جايگزينهاي خامه · خامه بدلی
  • (هنرمند) تقلید درآر · بدلی · تقلیدی · جعلی · ساختگی · سرمشقی · مانشی · مصنوعی · مقلد · مقلدانه · ناسره · والوچی
  • (ارسطو: تجسم هنری نه از راه تقلید مو به مو بلکه با نشان دادن ماهیت و نهاد اصلی چیزی)نهادنمایی · (زیست شناسی) والوچ · (فلسفه - افلاطون : روشی که طبق آن موجودات الگوهای ابدی را به طور ناقص در خود وارد می کنند) در نهاد · بدل سازی · بدلی · تقلبی · تقلید · تقلید (رفتار) · تقلیدی · جعل · جعل هویت · خمانیدن · رونوشت سازی · ساختگی · سرمشق گیری · مانشگری · مصنوعی · ناسره · نبهره · همانندسازی · کاریکاتور
  • ادای کسی را درآوردن · بدل سازی کردن · تاiسی کردن به · تقلید درآوردن · تقلید کردن · تقلیدکردن · روبرداری کردن · سرمشق قرار دادن · نسخه برداشتن · نوا درآوردن · همانند کردن یا بودن · والوچیدن · پیروی کردن (از کار کسی) · کپی کردن
Add

Translations of "imitator" into Persian in sentences, translation memory